احیای آيينی خاک‌خورده برای دستگیری از نیازمندان/
استقبال کودکان سبزواری از نوروز با آيين سنتي«چشم‌آرو» +گزارش تصویری
پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۱۹
۱
 
اين رسم بهانه اي بود تا در آستانه ي نوروز، تمام مردم روستا و آبادي و محله، طعم شيرين بهار را با کفش و لباس نو يا خوراک و لوازم حداقلي سر کند و به تعبيري همه با هم و کنار يکديگر سال خوشي را تحويل نمايند.
استقبال کودکان سبزواری از نوروز با آيين سنتي«چشم‌آرو» +گزارش تصویری
 
سلام سربدار - اسماعیل عسکری

داشتم باب دوم – احسان – از بوستان سعدي را مي خواندم که به حکايتي برخوردم باعنوان ، - پدر بخيل و پسر لا ابالي- پيشنهاد مي کنم شما نيز بخوانيد، ضرر نخواهيد کرد!

يکي از ابيات اين حکايت بهانه اي شد تا پيگير ماجرايي باشم که امروزه تنها به عنوان يک آيين خاک خورده از آن ياد مي شود...

چو چشمارو آنگه خورند از تو سير
که از بام پنجه گز اُفتي به زير ....

و امّا چشمارو

مردم قديم در ۴ شنبه ي آخر سال کوزه ي تزئين شده اي را با آدابي خاص و در قالب چاووشي خواني به ميان مردم مي بردند و هر کس به اندازه ي وسع و بضاعتش با نيتي خير سکه اي در کوزه مي انداخت، سپس کوزه را به بلندترين بام محل مي بردند و به زمين مي انداختند، و شب هنگام نيازمندان به محل مي آمدند و هر کس به اندازه ي نياز خود، نه بيشتر از آن سکه اي بر مي داشت و مي رفت....
و اين رسم بهانه اي بود تا در آستانه ي نوروز، تمام مردم روستا و آبادي و محله، طعم شيرين بهار را با کفش و لباس نو يا خوراک و لوازم حداقلي سر کند و به تعبيري همه با هم و کنار يکديگر سال خوشي را تحويل نمايند.

بنده نيز از اين رسم نيک و آيين کهن اجدادمان وام گرفتم و با کمک همکاران و دوستانم زمينه اي را فراهم آورديم تا ضمن بشارت بهار به اهالي محله ي ابومسلم در اطراف کوچه هاي منتهي به کتابخانه (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) بگرديم و بچرخيم و لحظات شاد و مفرحي را براي مردم شهرمان فراهم آوريم.

در اين آيين نوروزي چاووشي خوان از مردم صلوات مي گرفت و حاجي فيروز با شوخي ها ي بامزه اش گل لبخند بر لبان همشريان هديه مي داد و با صداي گرفته اش تبريک گوي سال جديد بود.

همسايه هاي کانون در ابومسلم ۱۴ و کوچه هاي اطراف نيز سنگ تمام گذاشتند و با انفاق لوازم و وسايل گوناگون از خوراکي گرفته تا انواع البسه، تنقلات، حبوبات لوازم التحرير و.... همچنين انداختن وجه در حد بضاعتشان به داخل کوزه ي چشم آرو، کودکان و نوجوانان مستمند و آبرودار شهرشان را در سه روز مانده به نوروز مورد تفقد و محبتشان قرار می دادند.

از همه ي اين ها که بگذريم کودکان و نوجوانان مرکز ۲ کانون پرورش فکري در نهايت ادب و شعف کاري کردند کارستان.
آن ها از اين که در کار خير و خداپسندانه و البته عميق و اثرگذار ايفاگر نقش برجسته و موثري بودند احساس فايده مندي و نشاط مي کردند. دختران عضو مرکز که مي خواستند در اين کار خير شريک باشند با ساخت عروسک مبارک و پختن سمنو براي هديه به همسايه ها پا پيش گذاشتند و پسرها با پوشيدن لباس محلي و درست کردن گاري جمع آوري کمکهاي مردمي و توجيه همسايه ها و همراهي کاروان چشم آرو، روز پر خاطره اي را خلق نمودند....

مي شد حس خاطره آميزي اين روز را در چشمهاي عابران پياده ديد، چه به تماشا و لبخند و بهجتي و چه به کمک و مدد و معنويتي ....

اين ها را گفتم و نوشتم تا بگويم، صفر تا صد احياي اين آيين بر زمين مانده را بچه ها و اعضاي ده تا پانزده سال کانون به دست گرفته بودند بدون هيچ چشم داشت و ريالي هزينه.

تنها سرمايه اي که خرج اين روز خدايي و با نشاط شد اخلاص بود و همت. مردم نيز بدين همت خالصانه، صادقانه جواب بله دادند!

راستي در همين خراسان خودمان يا نه، در اين ديار بيهق عزيز چقدر آيين سنتي ناب اصيل و دست نخورده و اثر گزار داريم که از آن ها غافليم ...
يا اگر هم به يک معنا غافل نيستيم برخي را در اسارت جشنواره ها کرده ايم و برخي را نيز گرفتار جشنواره بازهاي قهّار....!

بگذريم ....

مَخلص کلام اينکه من معتقدم مي توان بين مدرنيته و تجدد امروز با آداب و رسوم ديروز، ارتباطي برقرار کرد که حاصل اين قرابت بين اين دو مفهوم بشود
مهرورزي و اصالت و انسانيت....
تا نظر شما چه باشد....
 
Share/Save/Bookmark


عباسی
۱۳۹۵-۰۱-۰۱ ۲۳:۳۸:۱۹
سلام آقای عسکری خداقوت بازهم کاری بی بدیل وبه یادماندنی کردید.
ای کاش اطلاع رسانی بیشتری می کردید خیلی دوست داشتم شرکت میکردیم به اتفاق خانواده (41452)