کد مطلب: 11305
 
خاطرات هاشم جیگرکی از انقلاب در سبزوار
شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۰۸
 
در حالی که مسئول ضبط سخنان آقای فخر بودم، به من اطلاع دادند ماموران مراقب من هستند تا از مسجد بیرون رفتم دستگیرم کنند، من از یک فرصت کوتاه استفاده کرده و موقع خروج ضبط صوت را داخل جیب یکی از حضار انداختم و وقتی با ماموران روبرو شدم، نتوانستند مدرکی بیابند و آزاد شدم.
انقلاب اسلامی ایران با تلاش تک تک مردم این مرز و بوم به ثمر رسید مردمی که تلاش کردند قدمی هر چند کوچک در مسیر انقلاب بردارند؛ یکی از این مردم سیدمحمد هاشمی‌خواه معروف به هاشم جیگرکی است؛ او از خاطرات خود در زمان انقلاب از تشکیل گرون ویژه نگهبانی تا حضور در جلسه سخنرانی رهبر معظم انقلاب برایمان می‌گوید.

به گزارش سلام سربدار، شنیدن خاطرات انقلاب از زبان بزرگان و کسانی که جوانی شان را پای انقلاب صرف کردند بسیار با ارزش و مغتنم است، مخصوصا خاطراتی که در جایی ثبت نشده است، سینه به سینه نقل شده، و امروز برای جوانان با ارزش و درس عبرتی است که الگو بگیرند.

این انقلاب ثمره خون شهیدان است و مدیون خون شهدا، جانبازان و افراد بی نام و نشانی هستند که سال‌ها برای خدا کار کردند و هیچ مزدی دراین راه دریافت نکردند و تنها یک هدف داشته و دارند و آن هم زنده کردن اسلام و پیاده کردن اسلام و نام خدا در جامعه است.

حضرت امام خمینی(ره) بارها در سخنانش پشتیبان این افراد بود و به مسئولان تأکید می‌کردند، قدر زحمات این افراد را بدانند و برای خدمت به آنان از هیچ تلاشی فروگذار نباشند. از جمله زمانی که گفتند: «به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصيه مي نمايم که قدر اين ملت را بدانيد و در خدمت گذاري به آنان، خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمديدگان که نور چشمان ما و اولياي نعم همه هستند و جمهوري اسلامي ره آورد آنان و با فداکاريهاي آنان تحقق پيدا کرد و بقاي آن نيز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نکنيد.»

بعد از چند هفته پیگیری و تماس‌های مکرر برای پیدا کردن یکی از خادمان انقلاب که بتواند برایم از خاطرات انقلاب بیان کند بالاخره سید محمد هاشمي خواه معروف به هاشم جیگرکی را پیدا کردم. سیدی نورانی و با موهایی سفید با 73 سال سن، کسی که جوانی اش را پای انقلاب گذاشته بود.

وي که حدود چهار سال به صورت افتخاری با کمیته انقلاب و بقیه ارگان های دولتی همکاری داشته است. با آنکه از سواد دانشگاهی برخوردار نبود ولی به درستی خط خدا را انتخاب کرده بود و گوش به فرمان رهبر انقلاب و مطیع خدا بود.

سید‌محمد هاشمی‌خوا در بیان خاطرات دوران انقلاب اظهار کرد: اوایل انقلاب در سبزوار هرج و مرج بود و ناامنی در شهر حاکم؛ از همین رو به توصیه بزرگان، شب‌ها در هر محلی افراد خودشان برای جلوگیری از سرقت و ناامنی و برای محافظت از مردم، گروه پنج نفره با نام گروه ویژه نگهبانی «الله اکبر» تشکیل شد و تا مدتی هر شب برای کشیک می رفتیم.

وی اضافه کرد: بعد از تامین امنیت منازل با سرقت از مغازه‌ها در هفته یک روز هم در بازار نوبت کشیکم بود و روزها به سر کار خودم همان جگر‌پزی می‌رفتم‌.

هاشمی‌خواه با اشاره به سخنرانی حجت‌الاسلام فخر در مسجد جامع سبزوار اظهار کرد: در حالی که مسئول ضبط سخنان آقای فخر بودم، به من اطلاع دادند ماموران مراقب من هستند تا از مسجد بیرون رفتم دستگیرم کنند، من از یک فرصت کوتاه استفاده کرده و موقع خروج ضبط صوت را داخل جیب یکی از حضار انداختم و وقتی با ماموران روبرو شدم، نتوانستند مدرکی بیابند و آزاد شدم.

وی با اشاره به شهادت صفر علی برغمدی در 12 دی ماه 1357 هنگام راهپیمایی مردم علیه رژیم شاهنشاهی تصریح کرد: در آن روز مردم در حین راهپیمایی بودند که یکی از ماموران به سمت مردم شلیک کرد و برغمدی به شهادت رسید. بعد از تدفین بعدها برای شناسایی قاتلش نبش قبر کردند و با شناسایی گلوله خارج شده از اسلحه، مامور قاتل را اعدام کردند.

این ناظر شوری نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1360 با اشاره به حضور منافقین در اول انقلاب در سبزوار اظهار کرد: در یکی از سال‌ها منافقین خواستند با ایجاد تفرقه بین مردم نماز عید فطر به غیر از مصلی برگزار کنند که مانع شدیم؛ در زمان انقلاب منافقین سعی داشتند شاه که از ایران رفت از انقلاب سهم خودشان را بردارند و با اسلام کاری نداشتند، حضرت امام خمینی(ره) با شناسایی و درک به موقع یک جمله گفتند: «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»

این عاشق رهبر انقلاب که همه وجود واموالش را فدای اسلام و رهبری می کند، از کسانی است که اسمش به گفته اطرافیانش در لیست ترور منافقین قرار داشته و در سن تقریبا 10 سالگی در پای سخنرانی جوانی حدودا 21 ساله(رهبر معظم انقلاب) در سبزوار بوده است، اظهار کرد: در آنزمان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای تبلیغ در سبزوار در منزل حاج علیرضا دولت‌آبادی که بعدها خادم امام رضا(ع) شدند، حضور داشت، یکی از روحانیون شهر به ابوی و مردم گفت بروید پای سخنرانی این آقا بنشینید و سخنرانی سه شب وی را گوش کنید اگر سخنرانی هر سه شب یکسان بود که به درد نمی‌خورد ولی اگر سخنانش متفاوت بود این آقا آینده درخشانی خواهد داشت.
Share/Save/Bookmark
مرجع : ایکنا