کد مطلب: 5666
 
پرونده کوي گلستان-۲۰/گفتگو با حسين کارگري (قسمت اول)
بايد اين ديواری که بين دو طرف کشيده شده بشکينم/ به مسئولان شهري هشدار مي دهم!/ مردم کوي با همه خواسته هاي مسئولان موافقند
دوشنبه ۶ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۰۶:۵۶
 
بايد اين ديواری که بين دو طرف کشيده شده بشکينم/ به مسئولان شهري هشدار مي دهم!/ مردم کوي با همه خواسته هاي مسئولان موافقند
 
اشاره: در گفتگو با مسئولان هر وقت مي خواستيم درباره سابقه و آداب و رسوم مردم کوي گلستان بيشتر بدانيم مي گفتند: درباره اين مسائل سراغ حسين کارگري برويد او چون در زمينه هنري سر رشته دارد گفتني هاي بيشتري دارد.
براي همين مصمم بوديم با او که مسئول کميسيون فرهنگي شوراي شهر (سوم) هم بود گفتگو کنيم. دفعه اولي که زنگ زديم توي خيابان بود، وقتي موضوع را مطرح کرديم استقبال کرد. قرار گفتگو را براي دو ساعت بعد که او به خانه برسد گذاشتيم. دوشنبه ۲۰ آذر ۹۱ حوالي ظهر بود که به خانه اش زنگ زديم. با حوصله و مفصل به همه سوالات مان جواب داد که بيش از يک ساعت و نيم طول کشيد و يکي از صريح ترين گفتگوهاي ما بود. آنچه مي خوانيد حاصل اين گفتگو است:

- ما روايت هاي مختلفي درباره سابقه مردم کوي گلستان شنيديم و برخي هم شنيدن روايت دقيق تر ما را به شما ارجاع دادند، شما در اين زمينه به چه نتيجه اي رسيديد؟ مردم کوي گلستان چه کساني هستند و از کجا آمده اند؟

کوي گلستان متعلق است به عده اي از مردمان مسلمان و نيک انديش که در زمان شاه عباس کبير از مناطق ديگر به اين منطقه کوچانده شده اند. اينها از ايل فيوج هستند و فاميل آنها هم اکثرا فيوجي است که از کناره ماورا النهر به اصفهان کوچانده شده اند و بعد هم به سبزوار و خراسان آمدند. الان عده اي از آنها در شهرهاي ديگر ايران مثل تهران، مشهد و حتي نيشابور هم هستند اما فقط در سبزوار به صورت تحمعي و در يک محله خاص زندگي مي کنند.

اين مردم با اينکه در وسط و بهترين نقطه سبزوار قرار گرفته اند به "غير شمار" يا " غرشمار" معروف شده اند. چون قبلا اهالي کوي در آمار و سرشماري ها به حساب نمي آمده اند. مردم کوي همه شيعه هستند تا ۴۵- ۴۰ سال پيش سرباز نمي دادند ولي بعدا سرباز هم دادند.

به صورت ايلاتي و تجمعي زندگي مي کنند و از هنرمندان چيره دست هنرهاي دستي سبزوار هستند. اينجا سکني گزيده اند چون در قديم ميداني بوده و آهنگران، مسگرها و زغالي ها دور اين ميدان کار مي کردند، بازار سبزوار هم که در شرق و شمال غربي اين ميدان قرار داشته است. اين ميدان محل معاملات
مردم کوي معضل شهرستان نيستند بلکه براي شهر خيلي هم مفيدند. اينها کولي نيستند کولي ها اصلا شغلي ندارند. متاسفانه الان هم عده اي از کولي ها در اطراف شهرها حرکت مي کنند که باعث فساد شده اند. معلوم نيست از کجا آمده اند.
و داد و ستد مردم و به ويژه روستائيان بوده است.

اينها از قديم با کشاورزان ارتباط داشته و حتي برخي از آنها به روستاها کشيده شده اند. تابستان و ايام درو چادر مي زدند و لوازم سبک کشاورزي مي ساختند يا تعمير مي کردند. زنهاي آنها هم از طريق دوره گردي و فروش يک سري لوازم مثل دايره و دهل گذران زندگي مي کردند. در کل مردمان شاد و خونگرمي هستند. بعضي از آنها هم در قديم با شاخ گاو حجامت و بادکش مي کردند. شاخ هاي خوب و قشنگي درست مي کردند و با "پکي" يا همان تيغ سلماني سابق که داراي دسته اي است که تيغش داخل خودش مي خوابد، پشت را تيغ مي زدند.
شغل اهالي محله خراطي، آهنگري و موتابي يا به اصطلاح ريسمان بافي است. امروز هم اين ها معضل شهرستان نيستند بلکه براي شهر خيلي هم مفيدند. بايد از هنرمندان آنها تقدير کرد. با چوب و فلز چيزهايي مي سازند که آدم مبهوت مي ماند.

حدود ۳۰- ۲۵ سال پيش خيلي تلاش کردم تا نظر مسئولان را به سمت نژاد ويژه اي در بين آنها جلب کنم. دو نفر باقيمانده از نژادي بودند که شايد مي شد آنها را به ماياها نسبت داد. وسط انگشتان آنها پرده داشت مثل پره هاي پاي مرغابي. يک پيرزن و پيرمردي بودند که براي دانشگاه هاي ما ارزش ثبت و تحقيق و پيگيري داشت ولي گوش نکردند و آنها هم مردند و دفن شدند.

- اشاره کرديد که اينها زمان شاه عباس آمده اند اين قطعي است؟

تقريبا بله، من تحقيقي در اين زمينه داشته ام که در سومين جشنواره تئاتر سنتي ايران ارائه دادم و چاپ هم شد. تاريخ سبزوار تاريخي است که ابوالحسن علي بن زيد بيهقي معروف به ابن فندوق -که آرامگاهش در ششتمد سبزوار است و سالم ترين تاريخ نويسي است که در بين آن ۷ مورخ معروف ايران است- نوشته است. او در تاريخ هيچ نامي از اين محل که متصل به بازار سبزوار است نمي برد. مسلما تا اين تاريخ هنوز آنها در سبزوار نبوده اند. در قرن ۷ و در حتي در دوره سربداران هم که از نيمه اول قرن ۸ هجري شروع مي شود هيچ بحثي از اين قوم نيست. از قرن ۹ به اين طرف است که در گوشه و کنار از جمله در سفرنامه ها بعضا نامي از اين گروه ها آمده است. فقط از دوره صفويه به بعد اسمي از اين گروه ها به ميان مي آيد. البته دستي هم در دوره نادرشاه خورده اند که نادرشاه مقداري از آنها را به همراه کردها به مناطق و شهرهاي مختلف خراسان منتقل کرد. اينها کولي نيستند کولي ها اصلا شغلي ندارند. متاسفانه الان هم عده اي از کولي ها در اطراف شهرها حرکت مي کنند که باعث فساد شده اند. معلوم نيست از کجا آمده اند. نه هنري دارند و نه کاري بلد هستند، کاري هم نمي کنند. اما اينها واقعا صنعت گر و هنرمندند و صنايع کشاورزي و دامي ظريفي درست مي کنند که بسيار دقيق و ماهرانه است.

- چون در صحبت هايي که با اهالي داشتيم بعضي گفتند از قوم فيوج هستيم که اصالتا به هند و پاکستان مي رسد اما برخي هم مي گفتند که از قوم بني اسد هستيم؟

نه، از قوم بني اسد نيستند. روي تعلقشان به شيعه اين حرف را مي زنند. البته واقعا عاشق امام حسين هستند و بسيار جانانه عزاداري مي کنند.
به هر حال نخستين بار در تاريخ ها و سفرنامه هاي بعد از قرن ۹ اسمي از اين قوم مي آيد. کتابي
چون کوي گلستان خيلي گود است وضعش بحراني است. آبي که از خيابان بيهق شرقي وغربي عبور مي کند حتي اگر نم و رطوبتش به سمت پايين بکشد دقيقا از وسط خانه هاي آنها در مي آيد. منطقه کاملا از آب اشباع شده است. اگر مناطق ديگر قرار است چند سال بعد خراب شود کوي گلستان خيلي زودتر خراب خواهد شد.
هم به نام "تاريخ ايران" نوشته سرجان ملکم چاپ شد که بعد ناياب شد، در اين کتاب اشاره کوتاهي به اين قوم شده بود که در سبزوار سکني گزيده اند.

- پس اين گروه ها علاوه بر ايران بايد به کشورهاي ديگر هم رفته باشند؟

اين ها تا کناره هاي درياي مديترانه هم رفته اند و عده اي از آنها هم اکنون در ترکيه، مصر و مناطق ديگر وجود دارند.

- آيا اين ها زبان ويژه اي هم دارند؟

زبان خاصي ندارند اما لهجه و گويش خودشان را دارند. الان هم با لهجه سبزواري صحبت مي کنند.

- کي شيعه شدند؟

همان زمان صفويه که در سبزوار مستقر شدند شيعه شدند.

- آيا مردم کوي گلستان آداب ورسوم خاص خودشان را دارند؟

بله، عروسي هاي آنها ويژه است. خنچه اي که براي عروس مي برند و يا هنوز هم براي بردن عروس از اسب استفاده مي کنند. آداب ويژه حنابندان دارند، ما آداب حنا بنداني در شهرستان سبزوار داريم که من ثبت کرده ام و در جشنواره تئاتر آئيني گفتم. مراسم ختنه سوران يا "سنت کردن" برگزار مي کنند. چوب بازي آنها تقريبا با ما يکي است ولي لباسهايشان فرق مي کند. مثل بعضي از روستاهاي ما که هنوز شهري نشده اند و اين سنت را دارند.

- مهمترين مشکلات اين محله چيست؟

مهمترين معضل آنها بافت فرسوده کوي است.
وسعت محله حدود ۸ هکتار است که بايد خراب و دوباره ساخته شود. اين محله گودتر از بقيه شهر است، قنات هاي سبزوار از زير محله رفته اند و از آب اشباع شده و مردم روي آب زندگي مي کنند. امروزه مشکل فاضلاب، خانه هاي خراب و مسائل بهداشتي دارند و با يک زلزله ۴ ريشتري همه محله خراب مي شود. کوچه هاي تنگ و تاريک دارند که امکان عبور وسايل نقليه اي مثل آمبولانس و ماشين آتش نشاني را ندارد. اکثرا هم خانواده هاي پرجمعيتي هستند و فشرده زندگي مي کنند.

مردم ابتدا در چادر زندگي مي کردند و بعد خودشان خانه ساخته اند. خانه هاي آنها چند طبقه و بدون نقشه و مهندسي روي هم قرار گرفته اند.

به عنوان مشاور قنوات و کسي که از زير اين شهر کاملا اطلاع دارد و وجب به وجب شهرستان و زير و بالا و گوشه و کنارش را مي شناسد به مسئولان هشدار مي دهم. تمام فاضلاب شهري شيب شده به سمت محله گلستان و در زير خانه هاي آنها مالامال از آب است.

مشکل ديگر کوي گلستان، مسائل فرهنگ است. بايد به منطقه وارد شد، اينها اصلا مدرسه و آموزشگاه ندارند.

- کاري که شما بعنوان عضو شوراي شهر کرديد چه بوده است؟

جلسه گرفتيم و در کاروانسراي معمارزاده دفتر زديم و بيشتر از صد نفر اسم نويسي کردند.
مسئوليت اين کار را به سازمان بهسازي نوسازي شهرداري واگذار کرديم که آن موقع آقاي مهندس صدرزاده مدير عاملش بود. آقاي صدرزاده دفترش را داخل کوي زد. در کاروانسراي معمارزاده جلسه گذاشتيم و با مردم صحبت کرديم. بيشتر از ۸۰ درصد مردم آمدند و براي ماندن يا رفتن از کوي اسم نويسي کردند.

آقاي صدرزاده خيلي خوب توانسته بود با مردم کوي ارتباط برقرار کند و کارها خوب داشت پيش مي رفت اما متاسفانه به عللي کار را واگذار کرد و رفت تهران. سازمان بهسازي و نوسازي شهرداري با پشتيباني شوراي شهر و شهرداري سبزوار طرحهايي را تدارک ديد که محله را بازسازي کنيم.

مردم کوي با همه خواسته هاي مسئولان شهري موافقند. من با آنها در مسجدشان صحبت کردم. الان هم قول مي دهم که اگر خواستيد در يک روز محله را تخليه کنند حقوقشان را پرداخت کنيد تا مردم تخيله کرده و بروند. بهتر است املاکشان خريداري شود و مردم هر کجا مايلند
خود اهالي از اين که داخل محله جمع و محصور شده اند ناراحتند مي گويند مگر ما چه مشکلي داريم و چه کار کرده ايم. اگر ما امکان توسعه فرهنگي براي آنها فراهم نکرده ايم، اگر تحصيلات آنها را خيلي بالا نبرده ايم ما مقصريم آنها تقصير ندارند. چه بگويم، مرداب شده اند.
بروند. خود اهالي از اين که داخل محله جمع و محصور شده اند ناراحتند مي گويند مگر ما چه مشکلي داريم و چه کار کرده ايم. اگر ما امکان توسعه فرهنگي براي آنها فراهم نکرده ايم، اگر تحصيلات آنها را خيلي بالا نبرده ايم ما مقصريم آنها تقصير ندارند. چه بگويم، مرداب شده اند. فرهنگ شان هم مردابي شده، استخوانهاي آنها در اينجا فسيل شده بايد اين ديواري که بين دو طرف کشيده شده است بشکنيم.

بايد کاري کنيم تا مردم را از اين بحران نجات دهيم. با بازسازي کوي هم فرهنگ هم شهر هم معماري کهن و هم بناهاي تاريخي شهرستان که اطراف محله هستند نجات پيدا مي کند.

- در اين طرحي که پيش بيني شده به مساله قناتها هم توجه شده است؟

اگر طرحي که تهيه شده اجرا شود در آن طرح همه چيز ديده شده است. وقتي محله از پايه ساخته شد قطعا منطقه اکو گذاري شده و به فاضلاب هم توجه مي شود. در منطقه جديد کوچه، فضاي سبز فضاهاي فرهنگي، بهداشت و درمان و... در نظر گرفته شده.

- با مسئولان ديگر هم که صحبت مي کرديم مي گفتند قناتها را از بالا بسته اند و آب جمع شده و هر از گاهي بالا مي زند مثل چند سال قبل که آب از مسجد جامع بالا زد و مسجد را خراب کرد. براي آبي که آن زير جمع شده هم فکري شده؟

قنات ها و فاضلاب هم يکي از مشکلات اساسي سبزوار است و تا مشکل به صورت زيربنايي حل نشود اين مسائل را داريم. آب از وسط ميدان آهنگرها از جلو خانه هاي مردم و روبروي کاروانسراي معمارزاده هم بالا زده بود، مقني ها کانال تازه اي به يکي از قنات ها زدند و توانستند آب را تخليه کنند.

قناتها را نبسته اند اما اکوهاي جديد را که مي گذاشتند از مسيرهايی که عبور کرده قنات ها را قطع کرده و آنها را بسته و آب پس زده است. چون کوي گود است مردم در معرض خطر قرار دارند. آنجا کف خانه هاي محله با خيابان بيهق ۱۲ متر اختلاف سطح دارند و گودتر است. اگر آبي که زير سبزوار جاري است جمع شود با کشتي مي توان عبور کرد. اين قناتها که بسته شد کشاورزي هاي پايين دست هم خوابيد. هر چند به مرور زمان زمين هاي اين قنات ها در محدوده شهري افتاده اما الان هم از آب همين قنات ها مي شود براي کشاورزي استفاده کرد.

چون کوي گلستان خيلي گود است وضعش بحراني است. آبي که از خيابان بيهق شرقي و غربي عبور مي کند حتي اگر نم و رطوبتش به سمت پايين بکشد دقيقا از وسط خانه هاي آنها در مي آيد. علاوه بر اين قنات هاي ديگر که به سمت اسرار زده شده و از کوچه اينها عبور مي کند هم هست، اين قناتها به هم خورده اند و منطقه کاملا از آب اشباع شده است. اگر مناطق ديگر قرار است چند سال بعد خراب شود کوي گلستان خيلي زودتر خراب خواهد شد.

- فکري براي قنات ها و فاضلاب شده، ظاهرا اين موضوع جزو مصوبات سفرهاي استاني هم بوده که عملي نشده است؟

بله بوده و اميدواريم که انجام شود. فقط قسمتي از مسجد جامع يکي دو سال پيش بازسازي شد که اساسي هم نبود. الان ضلع شرقي مسجد ترک خورده است. اين تنها مسجد باقيمانده از نهضت سربداران - يک نهضت صد در صد شيعه مذهب- و تنها مسجدي که آن زمان به دستان شيعيان ساخته شده و تا حالا مانده و امروز ما نمي توانيم از آن نگهداري کنيم.

- الان هم پيگير مشکل قنات ها هستيد؟

بله، يکسري کارها و تمهيداتي ديده شد و جلسات متعددي در فرمانداري گذاشته شد. متخصصان قنات ها هم نظراتي دادند و قرار شد بودجه آن تامين شود
بايد کاري کنيم تا مردم را از اين بحران نجات دهيم. با بازسازي کوي هم فرهنگ هم شهر هم معماري کهن و هم بناهاي تاريخي شهرستان که اطراف محله هستند نجات پيدا مي کند.
تا کار از طريق شهرداري و جهاد کشاورزي با نظارت فرمانداري آغاز شود ولي هنوز کاري نشده.

- اين موضوع هم مثل کوي گلستان نشود که سال به سال عقب بيفتد؟

اين بستگي به همت مسئولان دارد. غصه ما اين است که اين آب لاکردار دارد ميراث کهن ما را در خيابان بيهق تهديد مي کند. در ضلع شرقي خيابان بيهق يک مجتمع عظيم فرهنگي که جزو ميراث هم بود داشت تهديد مي شد که خدا را شکر با مداخله فرمانداري و در راس آنها آقاي دادستان حل شد. قنات نقابشک بند شده بود، آب پس مي زد و در سطح خيابان ها و داخل خانه ها جاري بود. اين آب اماکن قديمي را تهديد مي کرد و يک مدرسه قديمي را هم خراب کرده بود که آقاي دادستان مالکان قبلي را وادار کرد قنات را کانال (نوبر) بزنند و آب را به مسير ديگري هدايت کنند. از طريق اين کانال جديد هم آب زيادتر شد و هم آن منطقه شهر از وضعيت بحراني خارج شد. اما همه اين اقدامات موقتي است و بايد اين مشکل را به صورت اساسي حل کنيم.


* پرونده ویژه کوی گلستان:

- من سرمايه گذاري در کوي گلستان را تضمين مي کنم (گفتگو با جلال تعصبي (قسمت دوم))

- مسئولان قبلي شعار زياد داده اند ما عملي وارد شده ايم/ براي سرمايه گذاران فرش قرمز پهن مي کنيم (گفتگو با حسین مقصودی شهردار سابق سبزوار)


- کوي گلستان يک فرصت است، از اين فرصت استفاده کنيم (گفتگو با جلال تعصبي؛ نائب رئيس شوراي شهر (قسمت اول))

- دعا کنيد، ان شاء الله همه کمک کنند کاري کنيم (مصاحبه با سيد قاسم حسيني زاده؛ رئیس شورای شهر سبزوار)

- در کوي گلستان بازنده اصلي مردم هستند (مصاحبه با محمود حیطه؛ عکاس سبزواری)

- کوی گلستان به روایت تصویر (عکسهای محمود حیطه از کوی گلستان)

- "کوي گلستان" تلنگري براي بسيج و بسيجيان!/ بي اعتنايي خطرناکتر از کاري نکردن است

- چرا بسيج پياده روي به مشهد را فراموش نکرد اما کوي گلستان را فراموش کرد؟

- مسئولان شهري مي ترسند وارد کوي گلستان شوند! (ناگفته هاي مهندس صدرزاده از به نتيجه نرسيدن طرح بازسازي کوي گلستان) ( قسمت چهارم و آخر)

- زيبايي ظاهري شهر وقتي خوب است که مشکلات زيربنايي حل شده باشد (ناگفته هاي مهندس صدرزاده از طرح هاي زيربنايي سبزوار) ( قسمت سوم)

چرا سرمايه گذاران دولتي و خصوصي از کوي گلستان رفتند! (ناگفته هاي مهندس صدرزاده از طرح بازسازي کوي گلستان) (قسمت دوم)

- بازسازي کوي گلستان را جدي تر پيگيري مي کنم (مصاحبه با علی بروغنی)

- آيا روحانيت وظيفه خود را در قبال کوي گلستان انجام داده است؟

- مگر منطقه ما خارج از شهر سبزوار است که به فکر ساخت و ساز آن نيستيد

- چرا به فکر چاره نجات ما نيستيد!

- بيابان ها را آباد مي کنند اما براي کوي گلستان کاري نمي کنند!

- عدم همکاري مسئولان و کمبود بودجه مهم ترين مشکل بازسازي و بهسازي کوي گلستان است

- خانه از پاي بست ويران است / خواجه در بند نقش ايوان است

- نان زحمت کشي خودمان را مي خوريم

- در "کوي گلستان" چه مي گذرد؟
Share/Save/Bookmark