کد مطلب: 153
 
مینی بی بی سی های وطنی
فرهنگ یا سیاست؟
يکشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۴۰
 
فلسفه وجودی رسانه برای انتقال پیام از یک رخداد سیاسی، هنری، فرهنگی و اجتماعی به مردم، راه اندازی و به شکل امروزی تبدیل شد.

پس از کشف نقش شگرف رسانه ها در تاثیرگذاری بر مردم رفته رفته این پدیده تبدیل به یک ابزار قدرتمند برای انحراف اذهان مخاطب به سمت و سوی دلخواه صاحب رسانه بدل گشت. تا جایی که تحلیل گران سیاسی نقش رادیو را در فروپاشی ارتش نازی آلمان یک نقش استرتژیک و راهبردی می دانند.

آنجایی که از این امواج برای تضعیف روحیه سربازان آلمانی استفاده شد.

رسانه ها به طور کلی به رسانه های نوشتاری و چند رسانه ای تقسیم می شوند. کشور ما هم از انواع رسانه ها بهره می برد و مردم زیادی از انواع رسانه ها بهره می برند.

در این بین رسانه هایی وجود دارند که نقش خود را به خوبی ایفا می کنند. یعنی به خوبی از یک رخداد خبر تهیه کرده و به سمع و نظر مخاطب خود می رسانند و
یا تصور کنید که رسانه های موجود تیتر های اول و دوم و سوم خود را به آمار قتل و غارت و ناهنجاری هایی از این دست اختصاص دهند، چه پیامی از این مطالب به ذهن مخاطب منتقل می شود؟؟؟
تلاش دارند به تعهد حرفه ای خود که همانا انتقال پیام بدون غرض ورزی است پایبند باشند.

اما همانطور که بیان شد رسانه در دنیای امروز یک ابزار است که هم می توان از آن به نفع مردم بهره جست و هم می تواند این ابزار بر علیه مردم از سوی کسی یا کسانی استفاده شود.

همانطور که خوب می دانید عصر کنونی به عصر اطلاعات معروف است و این اطلاعات است که در تمام عرصه نقش حیاتی ایفا می کند. حال تصور کنید که این اطلاعات اگر یکسویه دسته بندی شود و فقط آن دسته از اطلاعاتی که ایجاد یاس و نا امیدی را در انسان موجب می شود همواره در رسانه های مختلف بیان شود. چه اتفاقی خواهد افتاد و مخاطب از مرور مکرر این اطلاعات چه تصوری از جامعه پیرامون خود خواهد داشت؟؟؟

یا تصور کنید که رسانه های موجود تیتر های اول و دوم و سوم خود را به آمار قتل و غارت و ناهنجاری هایی از این دست اختصاص دهند، چه پیامی از این مطالب به ذهن مخاطب منتقل می شود؟؟؟

دقیقا از همین طیف دسته بندی اطلاعات توسط رسانه هایی که علیه نظام جمهوری اسلامی فعالیت می کنند می توان دریافت که رسانه دقیقا همانند توپخانه عمل می کند.

به این شکل که خبرها در جایی دسته بندی می شود و به شکلی هنرمندانه و هدفمند در داخل ایران تزریق می شود. بوسیله چه چیزی؟ خب کاملا مشخص است بوسیله شبکه های خبری در خارج از کشور که عمدتا لندن و واشنگتن است و در داخل کشور هم توسط روزنامه، هفته نامه، ماهنامه و گاهنامه.

شیوه کار هم کاملا ساده است.

هدف؛جامعه است و آنچه باعث می شود که این جامعه در برابر خواسته غرب مقاومت کند نیز کاملا مشخص است. اتحاد یقینا رمز پیروزی هر ملتی است.

حال باید این اتحاد را به شیوه ای که مخاطب متوجه نقشه نشود
هدف؛جامعه است و آنچه باعث می شود که این جامعه در برابر خواسته غرب مقاومت کند نیز کاملا مشخص است. اتحاد یقینا رمز پیروزی هر ملتی است.
از هم گسست. در جامعه ایرانی که یک جامعه دینی است مهمترین عنصر مقاومت یکپارچه باورهای مذهبی است. این مشخصه در رسانه های برون مرزی با ترویج اباهه گری و شکستن قبح گناهان کبیره ترویج می شود. و در رسانه های داخلی به عادی سازی روابط، تطهیر باورهای غلط متضاد با دین و عقاید دینی پیگیری می شود.

مثلا صدای آمریکا طی چند گزارش به ترویج نگهداری حیوانات خانگی می پردازد و با رنگ و لعابی فربینده این موضوع را در راستای شکستن قبح مطرح می کند و در رسانه های زرد داخل کشور عکس های هنرمندان با سگ و گربه و .. پخش می شود.پدر این جا هیچ اشاره ای به برنامه های صدای آمریکا نمی شود ولی همان خط در داخل کشور پیگیری و بازخورد گیری می شود.

مانند این شیوه در تمام عرصه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و هنری رایج است و کافی است لیست خبرهای بی بی سی و صدای آمریکا را چک کنید و سری به گیشه های روزنامه فروشی در اول هفته بزنید.

حتما از مشاهده تیترها و عناوین روزنامه ها و هفته نامه ها و ماهنامه ها متحیر می شوید و از این هماهنگی شگفت زده.

اما شیوه دیگری هم وجود دارد و آن اینکه این رسانه ها برای این شبکه ها خوراک تهیه می کنند و موضوعات مختلف با کابری عملیات روانی دراز مدت را در اختیار این شبکه ها قرار می دهند.

می توان با چند ماه تطبیق اخبار و مباحث مطرح شده در رسانه های خبری معارض با جمهوری اسلامی به این رسانه های نوشتاری که بصورت هفتگی و منظم در داخل ایران چاپ می شود لقب مینی بی بی سی و مینی صدای آمریکا داد.
Share/Save/Bookmark