کد مطلب: 12604
 
هاشم‌آبادی در آیین رونمایی «هشت میلی متر از انقلاب»؛
ناگفته‌های شنیدنی مدیر دفتر تاریخ شفاهی سبزوار از دهه ۶۰/ از خشت‌زنی دختر حاجی شریعتمدار تا عشق کپرنشین‌ های دوچاهی
پنجشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۲
 
صوتی که پخش شد، سخنرانی مقام معظم رهبری در سال ۶۵ در سبزوار است. روزی به یکی از ادارات رفته بودیم. می خواستند همه نوارکاست ها و ویدئوهایی قدیمی را به قول خودشان امحا کنند. با التماس و خواهش و پارتی بازی نوارها و ویدئوها را گرفتیم و تبدیل کردیم. این صوت رهبری در یکی از همان نوارهایی بود که قرار بود آن مجموعه آتش بزند.
ناگفته‌های شنیدنی مدیر دفتر تاریخ شفاهی سبزوار از دهه ۶۰/ از خشت‌زنی دختر حاجی شریعتمدار تا عشق کپرنشین‌ های دوچاهی
 
به گزارش سلام سربدار، چهاردهم تیرماه آیین رونمایی از کتاب «هشت میلی متر از انقلاب» با حضور پیشکسوتان انقلاب و اهالی فرهنگ و هنر در جوانسرای اسرار سبزوار برگزار شد. این کتاب که به قلم محمد اصغرزاده به رشته تحریر درآمده روایتی از چگونگی تصویربرداری و تدوین فیلم مستند «انقلاب سبزوار» است که توسط استاد علی میرقطبی انجام شده است.

اسماعیل هاشم آبادی مدیر دفتر تاریخ شفاهی سبزوار در مراسم رونمایی این کتاب ضمن معرفی مختصر فعالیت های دفتر مذکور به نکاتی جذاب و کمتر شنیده شده از تاریخ انقلاب اسلامی در شهرستان اشاره کرد که خواندن آن خالی از لطف نیست. در ادامه متن کامل سخنان وی آمده است:


اسناد منحصر به فرد تاریخی در آتش ندانم کاری

«در جمع صمیمی و پر شور برادران و خواهران عزیز سبزوار و در شهر مومن و انقلابی و در فضایی که از انفاس پاک و از نیات صادق شما عزیزان سرشار و انباشته است بنده احساس می کنم که جو کامل انقلابی را و مردم مومن و صادق و پاکباز را همانطوری که همیشه از سبزوار شناخته ایم در برابر خود زیارت می کنم و مشاهده می کنیم»

صوتی که پخش شد، سخنرانی مقام معظم رهبری در سال ۶۵ در سبزوار است. روزی به یکی از ادارات رفته بودیم. می خواستند همه نوارکاست ها و ویدئوهایی قدیمی را به قول خودشان امحا کنند. با التماس و خواهش و پارتی بازی نوارها و ویدئوها را گرفتیم و تبدیل کردیم. این صوت رهبری در یکی از همان نوارهایی بود که قرار بود آن مجموعه آتش بزند. بعد از انتشار این سخنرانی توسط ما از خود دفتر مقام معظم رهبری تماس گرفتند و گفتند که از این برنامه هیچ سندی نداریم و از ما خواستند تا صوت این سخنرانی رو برایشان ارسال کنیم.

از سال ۸۸ این کار را شروع کردیم. ابتدا معنای «انقلاب مردمی» را نمی فهمیدیم؟ بعدها فهمیدیم که استاد ماستیانی بعد از پایین آوردن مجسمه شاه در سبزوار خودش تصمیم میگیرد که یک پرده بزرگ از تصویر امام را نقاشی کند و در همان میدان مجسمه سابق، نصب می کند. سال قبل که می خواستیم این تصویر را بازسازی و دور همین میدان نصب کنیم، مسئولین می گفتند که نصب چنین تصویری در این ابعاد توی امکانات الان ما نیست.

رادیو انقلاب سبزوار، پدیده ای منحصر به فرد که فراموش شده

نمی دانستیم که مهندس حسین قلعه نوی با کمک شاگردانش یک فرستنده رادیویی درست می کنند و اتفاقات انقلاب را از طریق رادیو به گوش مردم می رسانند. حتی روز ۱۲ بهمن بچه های رادیو سبزوار و به خصوص حاجی حسن نژآد سخنرانی امام در بهشت زهرا را که مستقیم از رادیو تلویزیون پخش نشد را در این رادیو پخش می کنند.

آیا شما می دانید که کلیشه های «مقدم امام خمینی مبارک»ی که هنوز بر دیوارهای خیابان ابن یمین هست چه خاطره هایی را با خودشان حمل میکنند؟ خاطره این کلیشه ها رو باید از سیدرضا مختاری و رضا واسعی فر بپرسید.

تئاترهایی در سبزوار که با موضوع خان و خانبازی اجرا شده است. حسن عنایت پور و حسین شمس آبادی که الان در سالن هستند باید بگویند که آن زمان چند تئاتر با این موضوع بازی کرده اند.

تنها تبعیدی انقلاب سبزوار

چه کسی می داند که یکی از اولین راهپیمایی های انقلاب سبزوار را خانم ها انجام دادند. بعد سخنرانی حاجی نقره توی مکتب نرجس خانم ها به خیابان می آیند و شعار میدهند: «قسم به رهبر زنان فاطمه، ندارم از کشته شدن واهمه.» شما میدانید که تنها تبعیدی انقلاب سبزوار یک خانم است. یه معلم زبان خارجی به نام جهانتاج پورهاشم که به خاطر فعالیت های انقلابیش از سبزوار تبعید میشود. خود مستند انقلاب استاد میرقطبی کار خیلی بزرگی است که کمتر شهری نیم ساعت فیلم از همه اتفاقات روزهای انقلابش دارد.

قبل این که وارد کار تاریخ شفاهی شویم واقعا نمی فهمیدیم معنی جمله «واسه انقلاب خیلی زحمتا کشیده شده» چیست. ما نمی دانستیم که علی اصغر عطار که معلم پرورشی است یک گروه سرود راه انداخته و برای نمازجمعه و پاسدارها و حتی روزهای اعزام بسیجی ها به جبهه بچه های گروه را می آورده و سرود اجرا می کرده اند.

خشت زنی دختر حاجی شریعتمدار

کسی به ما نگفته بود که زهرا شریعتمدار، دختر حاجی شریعتمدار که مسئول نهضت بوده سا، چه طوری می شود معلم روستای ترخاص؛ معلم کلاسی که سقفش ریخته و دیوارهایش خراب شده است. خانم ۱۹ ساله ی روستا ندیده ای را تصور کنید که خاک الک میکند، گل درست میکند، خشت درست میکند و بعد دیوار مدرسه روستا را بالا می برد و سقف کلاس را تعمیر می کند.

حسن فتاحی عشق کپر نشین های دوچاهی

جهاد چند تا کمیته داشته است؟ از آب بردن برای روستایی ها تا انتخابات شوراهای روستایی تا جاده سازی و پیگیری مسائل شرعی و امور دینی روستاها را جهاد انجام میداده است. حتی تهیه لاستیک تراکتور روستایی ها هم به گردن جهاد بوده است. بچه های جهاد در روستاها چه طوری اردو می زدند و برای مردم خانه و حمام و مسجد و آب انبار و.... درست میکردند؟ حسن فتاحی در دوچاهی چه کار کرده بود که بعد از شهادتش در هویزه اهالی اسم بچه هایشان را حسن می گذاشتند؟

در دفتر تاریخ شفاهی سعی کردیم به این سوژه ها بپردازیم. سعی کردیم خاطره ها و تلاش های مردم را ثبت کنیم. مجاهدت ها و از خودگذشتگی های مردم برای انقلاب را ثبت کنیم. ما میخواهیم نقش مردم را در انقلاب نشان بدهیم و مردمی بودن انقلاب را توصیف کنیم. موسسه های زیادی هستند که خاطرات جبهه و رزمنده ها را جمع می کنند ولی جنگ و جبهه که فقط محدود به رزمنده های خط مقدم نیست.

ما از شهدا زیاد شنیده ایم. از جبهه زیاد شنیده ایم. اما آیا تا الان کسی به ما گفته که چه کسی خبر شهادت شهدا را در سبزوار به خانواده ها می رسانده است؟ می دانید این افرادی که ما به آنها می گوییم خبررسان شهادت، چقدر خاطره های ناب از خانواده های شهدا و خود شهدا دارند؟ مگر این خاطره ها جزء ی از دفاع مقدس ما نیست؟ چه کسی میداند در هشت سال جنگ مرحوم غلامرضا ارشک و مجتبی مومن و بعضی مواقع استاد ماستیانی با چه سرعت و مهارتی نقاشی تصاویر شهدا را می کشیدند و از این نقاشی ها و قلم زدن ها چقدر خاطره دارند؟

خیرالنسا صدخروی مادر جبهه های ایران

تفاوت نگاه ما با سایر موسسه های تاریخی این است که به جای این که مستقیم به جبهه بپردازیم به پشت جبهه نگاه کردیم. خاطرات خیرالنساهایی را درآوردیم که هشت سال، قبل از اذان صبح بیدار میشد تا برای رزمنده ها نان بپزد و تا بعد غروب خورشید بیکار نبود. مادرهای جبهه ها را نشناختیم. سی سال است که دیگر یادشان هم نمی افتیم. مگر سبزوار کم دارد از این مادرها. فقط صدخرو نیست که پایگاه پشتیبانی جنگ داشته است، گودآسیا هم داشت و خیلی جاهای دیگر. این ها را عباس مهری باید بیاد و برای ما و شما توضیح بدهد. شهید شمس آبادی ها اگر بودند می گفتند که مرباهای خیرالنسا و نان کاک های گودآسیا در جبهه ها چه طعمی داشته است.

تفاوت تاریخ نگاری ما و آمریکایی ها

ما بیش از دو هزار ساعت مصاحبه داریم. ۵۰۰ فایل صوتی و ۳۶۰۰ پوستر از شهدای سبزوار، ۲۰ هزار عکس از جهاد سازندگی سبزوار و ۳۵ هزار عکس از رزمندگان سبزواری جمع کرده ایم. بیش از ۶۰۰ نوارکاست تبدیل کردیم که معمولا مرتبط با سبزوار است و بالغ بر ۳۰۰ فیلم vhs و بتامکس و سوپر هشت تبدیل کرده ایم که روایتی از تاریخ سبزوار است. خبرنگارها می دانند که دو هزار ساعت مصاحبه یک عدد نجومی است ولی واقعیت این است که این عدد نجومی در مقابل مردم سبزوار که ده سال انقلاب کردند، جنگیدند، خانواده شهید شدند و فعالیت کردند اندازه سر سوزن است. در مقابل حجم زیاد افراد موثر تقریبا کاری نکرده ایم.

حاجی شهرستانی که فوت کرد چند تا عکس خوب از ایشان ماند؟ چند ساعت صوت مصاحبه در مورد انقلاب و دفاع مقدس از ایشان باقی مانده است؟ از حاجی علوی که رهبر انقلاب سبزوار بودند چند ساعت تا الان مصاحبه ضبط شده است. آمریکایی ها حتی خاطرات تفریحات مردم را در سواحل کشورشان ثبت و ضبط می کنند. حالا ما یک دهه داریم که سیصدهزار شهید برایش تقدیم کردیم، همه خانواده هایمان درگیر این جنگ بزرگ بودند و هزاران اتفاق در همین سبزوار در آن دهه افتاده است ولی هیچ کتابی در موردش نیست. درباره ۱۶۰۰ شهیدی که داریم بعد از سه دهه چند کتاب منتشر شده است؟ آخر بهمن ۶۴ بعد عملیات والفجر ۸ در یک روز ۳۳ شهید توی سبزوار تشییع می شود. کدام یک از شما از این اتفاق اطلاع دارد؟ چقدر کتاب توی این موضوع می تواند نوشته و چقدر بزرگداشت برایش برگزار شود؟

با یک رکوردر ساده شروع کردیم

زمانی تاریخ انقلاب اسلامی کامل جمع می شود که همه تلاش کنند. از دانش آموز تا دانشجو تا کارگر تا رزمنده و آزاده و همه. حتی پدران ما از کارهای خودشان در انقلاب و جنگ به ما نگفته اند. پدر من هم به من نگفته بود که قبل انقلاب برای یک مساله مهم مامور می شود که در نجف به دیدار امام برود و سوالی از ایشان بپرسد و جواب و پیام امام را به سبزوار بیاورد.

برای ما انقلاب را یک منظومه فکری توصیف کرده بودند که چارچوبی و قوایی دارد و ....؛ اما اصلا نمی فهمیدیم که مردم انقلاب کردند یعنی چه؟ همین که رهبری بارها به رزمنده ها گفته اند که خاطرات تان را بنویسید، یعنی همین. ما کارمان را با یک رکوردر ساده شروع کردیم. کار سختی هم نیست. شما هم می توانید قدمی برای این کار بردارید. حداقل خاطرات پدر و مادرهای خودتان را ثبت و ضبط کنید. خاطرات جبهه خودتان را بنویسید. چند بار رهبری باید تاکید کند که رزمنده ها و آزاده ها خاطراتشان را بنویسند.

کاش در هلال احمر هم یک حبیب الله چشمی داشتیم

وظیفه اصلی رزمنده ها بعد جنگ همین است. واقعا مثل حبیب الله چشمی نداریم. بازنشست هم که شده دست بردار این اسناد جهاد نیست. خودش میگوید تا کار عکس ها و فیلم ها و نوارکاست های جهاد تمام نشود از جهاد نمی روم. همه ما باید مثل حاجی چشمی برای جمع آوری و نگهداری اسناد انقلاب و جنگ احساس وظیفه کنیم. وقتی به هلال احمر که همان صلیب سرخ است و همه نامه نگاری های بین آزاده ها و خانواده هایشان دست آن ها است می روی، یه برگ نامه یا کپی نامه از آزاده ها را ندارند. چون غلام چشمی و حبیب الله چشمی ندارند. همه دیوارنوشته های انقلاب دارد از بین میرود و هر روز یکی از این آثار نابود می شود.

مسئولان پای کار بیایند

ما که انقلاب و جنگ را درک نکرده ایم با شنیدن خبر فوت هر کدام از آدم های دهه شصتی مثل حاجی رجبی اشکمان در می آید ولی در اداره ها همان کسانی که یک زمانی رزمنده بودند یا با شهدا و این جور آدم ها هم دوره بوده اند الان مسئولند و حاضر نیستند که همکاری کنند. حاضر نیستند که اسناد انقلاب و جنگ به کمک آنها جمع آوری شود. حاضر نیستند برای این کار هزینه کنند. از همین تریبون هم برای پیش بردن کار انقلاب و جنگ از آنها خواهش می کنیم که پای کار بیایند.

جنگ برای حاجی رجبی تمام نشد

جنگ برای امثال من تمام شده است ولی مسلما برای حاجی رجبی تمام نشده بود وقتی که می گفت که همه بچه هایم خوبند ولی هیچ کس برایم رجبعلی نمی شود. جنگ برای جواد و محمد شمس آبادی عزیز تمام نمی شود وقتی فکر میکنند که اگه پدرمان زنده بود چه می شد.... جنگ برای حاجی فتاحی تمام نمی شود وقتی حساب می کند که اگر محسن و محمود بودند الان نزدیک ۵۰ سالشان شده بود و.... جنگ برای این ها تمام نشده است.
حالا هر کدام از شما بزرگواران که می توانید قدمی یا قلمی یا کمکی در این عرصه داشته باشید یاعلی بگویید و کار را شروع کنید.
Share/Save/Bookmark