کد مطلب: 11802
 
چند روایت کوتاه از زندگی دکتر شریعتی
علی شریعتی، از ابوذر تا حٌر
شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۵۴
۱
 
خلاصه شريعتي چه در کنار ما و چه در مقابل مان همواره واقعيتي است غير قابل كتمان شعوري است همراه با شور و شايد اين همان رمزي است كه همواره درياي شريعتي را متلاطم و راه هر مردابي را بر آن بسته است.
علی شریعتی، از ابوذر تا حٌر
 
همزمان با ۲۹ خرداد سالگشت فوت دکتر علی شریعتی پس از انتشار تصویر بازسازی صحنه ی مرگ دکتر علی شریعتی، سلام سربدار اقدام به انتشار چند روایت کوتاه و مستند از زندگی وی می کند.

تولّد

در دومين طلوع آذر سال ۱۳۱۲ روستاي مزينان شهرستان سبزوار آذري پديد آمد كه علي نام گرفت ، پسر استاد محمد تقي شريعتي در خانواده‌اي پرورش يافت كه جد پدرش و همچنين عموي وي از علماء و شاگردان حاج ملاهادي سبزواري مشهور به خاتم الفلاسفه بودند .

ايام كودكي
پنجم وششم ابتدايي بيشتر نبود كه لكه روي چشمش خاطر پدرش را رها نمي‌كرد ، نيمه شب بود كه پدر چراغ را كشت و از علي خواست به رختخواب برود و با اين وضع از مطالعه بپرهيزد ؛ اما در كمال تعجب، بامداد وقتی از خواب برخواست پرده هاي اتاق را كشيده، چراغ را روشن و پسرش علی را در حال مطالعه دید . علاقه وافر به مطالعه تنها خصيصه او نبود ، بر خلاف مطالعه، علي به ورزش علاقه چنداني نداشت .


تحصيل در اروپا
پس از طي دبستان ۱۳۳۹ وارد دانش سراي مقدماتي مشهد شد و دو سال بعد به معلمي در احمد آباد مشغول شد . ۱۹ سال بيشتر نداشت كه ابوذر را ترجمه كرد ، همان كه به زعم خودش اسلامش را از او الهام گرفته بود .

سال ۲۸ با پوران شريعت رضوي که از هم كلاسي هايش بود ازدواج كرد و با رتبه شاگرد اولي ليسانس ادبيات از دانشگاه فردوسي را گرفته و طبق آيين اعزام محصلين نمونه به خارجه خود را براي سفر به فرانسه آماده كرد .

هنگامي كه مي‌خواست سوار هواپيما بشود شريعتي پدر صورتش را بوسيد و در گوشش دعاي سفر خواند و گفت: «پسر جان ديدي كه راجع به رشته تحصيلي‌ات اظهار نظر نكردم ولي خواهش دارم از اروپا براي ما سوغات بي ديني نياري ...». در بدرقه علي در فرودگاه افرادي چون مهندس بازرگان هم حاظر بودند كه علي به توصيه آنها و علاقه خود رشته جامعه شناسي را براي تحصيل برگزيد؛ این در حالی بود که او براي استخدام در ايران بايد از رشته ليسانسش دكترا مي گرفت لذا هر دو رشته را با هم ادامه داد .
علي در هنگام تحصيل با امثال ماسينيون و فانون آشنا شد . شريعتي در سال ۱۳۴۱ در دو رشته تاريخ و جامعه شناسي مذهبي از دانشگاه سوربن فرانسه دكترا گرفت.

از ابوذر تا حٌر
نوزده سال بيشتر نداشت كه ابوذر غفاري را ترجمه كرد و اولين اثر قلمي اش را به چاپ رساند از " ابوذر" تا "حر" كه آخرين تراوشات مكتوب ذهن شريعتي است ميان اين حر كه دكتراي دانشگاه سوربن آن را نوشته تا ابوذر تفاوت چنداني از حيث سبك و قلم نيست؛ اين نتيجه اي است كه شيخ علي تهراني از مقايسه خط مشي اولين و آخرين اثر او مي‌گيرد و به همين اساس است كه كتاب دو شهيد چاپ مي‌شود.
پانزده هزار صفحه كتاب كه ماحصل سخنراني هاي شريعتي در مشهد و حسينيه ارشاد است اكنون طي ۳۶ جلد توسط بنياد دكتر شريعتي به چاپ مي‌رسد.

الحٌر، حٌر في جميع احوله...
دكتر هنگامي كه به مشهد آمده بود در مراجعت به منزل خواهرش كتابي را از قفسه کتابخانه شان بر مي‌دارد كه "منتهي الآمال " است ؛ كتاب را باز مي‌كند و حديث امام صادق درباره حر را مي بيند كه: «الحر،حر في جميع احواله» از همين جمله شروع مي‌كند و با خودش سخن مي‌گويد ، اين جاست كه خواهر زاده‌اش كه با روحيات او آشناست ضبط صوت را به آرامي كنارش روشن مي كند . و اين نوار پلي كپي شده و مي‌شود همان کتاب «حر» كه بعد ها هم دكتر آن را براي آقاي همايون (مؤسس حسينه ارشاد) از رو ‌خوانده بود. برداشتي كه تا به حال هيچ كس از حر به اين صورت و اين زيبايي انجام نداده؛ اين را حتي شهيد مفتح و باهنر هم در معيت پدر ايشان تاکید می کنند.

سالهاي زندان و مرگ
اولين تجربه اش از زندان سال ۳۶ و زندان قزل قلعه است . دكتر حتي طعم زندان سيته پاريس را هم چشيده ؛ و پس از بازگشت به ايران ۱۸ ماه در انفرادي كميته مشترك ساواك در تهران هم زنداني می شود .(موزه عبرت)
دكتر شريعتي ۲۵ ارديبهشت به تنهايي ايران را ترك كرد؛ دو دختر بزرگ ترش هم چند هفته بعد در كنارش حاضر شدند البته بدون مادرشان آخر او اجازه خروج از ايران را نيافته بود. شريعتي آن شب بعد از روانه كردن بچه ها به اتاق خواب به اتاقش رفت و صبح روز يكشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در كمال نا باوري با اين كه هيچ سابقه اي از مريضي قلبي نداشت در اثر سكته قلبي جانش را در سوت همپتون_ يكي از شهر‌هاي جنوبي انگليس_ از دست داده بود . جنازه شریعتی در شمال شرقي قبرستان زينبيه دمشق در حالي كه امام موسي صدر بر آن نماز خواند به امانت سپرده شد.


شريعتي ...
شريعتي اين پرچمدار روشنفكري مذهبي در ايران علي رغم زمان كمي كه در دوره بازدهي و آفرينش قرار داشت آثار ماندگاری را بر جاي گذاشت؛ آثاري كه تنها طي يك سخنراني نطفه آن بسته شدند و ديگر مجال بازنویسی هم پیدا نکردند.
خلاصه شريعتي چه در کنار ما و چه در مقابل مان همواره واقعيتي است غير قابل كتمان شعوري است همراه با شور و شايد اين همان رمزي است كه همواره درياي شريعتي را متلاطم و راه هر مردابي را بر آن بسته است.

منابع:
۱. دكتر علي شريعتي در ديدگاه شخصيت ها / پژوم (سعيدي)،جعفر/قم
۲. ابر مرد ، دكتر علي شريعتي/ آرام ، عباس/ مؤسسه مطبوعاتي عطائي /تهران


حسین گلزار
Share/Save/Bookmark


ابوالفضل صادقی
۱۳۹۵-۰۴-۰۸ ۰۸:۴۰:۰۷
لذت بردم (42372)