پایگاه خبری تحلیلی سلام سربدار - آخرين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://salamsarbedar.com/art Mon, 25 Jun 2018 20:29:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://salamsarbedar.com/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی سلام سربدار http://salamsarbedar.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی سلام سربدار آزاد است. Mon, 25 Jun 2018 20:29:09 GMT فرهنگ 60 مسابقه بزرگ کتاب‌خوانی، با محوریت کتاب «خداحافظ سالار» + مرکز توزیع در سبزوار http://salamsarbedar.com/vdcd950f.yt0xj6a22y.html کتاب خداحافظ سالار، خاطرات همسر سردار شهید حسین همدانی است که حمید حسام، نویسنده برجسته دفاع مقدس آن را به رشته تحریر درآورده است.علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه کتاب به  فروشگاه کتاب آسمان واقع در خیابان بیهق، بیهق18(روبروی مسجد پامنار)، انتهای بن بست فقاهتی، طبقه همکف مراجعه کنند. یا برای اطلاعات بیشتر با شماره 09359353915 تماس بگیرند."خداحافظ سالار" را نشر بعثت ۲۷ منتشر کرده و در ایام مسابقه، با قیمت ۱۴ هزار تومان به فروش می‌رسد.این کتاب در ارتباط با حضور سردار سرلشکر شهید حاج حسین همدانی و خانواده‌اش در سال ۱۳۹۰ در سوریه و رشادت‌های این شهید گران‌قدر است. کتاب «خداحافظ سالار»، خاطرات پروانه چراغ نوروزی همسر سردار سرلشکر شهید حاج حسین همدانی، قافله‌سالار مدافعان حرم است، که به زندگی و فراز و نشیب‌های این شیر زن بزرگ پرداخته که از کودکی آغاز و نهایتاً به شهادت سردار همدانی در سال ١٣٩۴ ختم می‌شود.کتاب خداحافظ سالار به صورت داستانی است که شروع ماجرای آن از سال ۱۳۹۰ است، که شهید همدانی خانواده خود را در اوج بحران سوریه که دمشق در آستانه سقوط بود، آگاهانه به دمشق می‌برد.بعد از بازگشت به ایران زمانی که سوریه امن و بحران سقوط دمشق کم می‌شود، خانم چراغ نوروزی شروع به نوشتن خاطرات کودکی خود می‌کند و به این صورت است که این کتاب با تکنیک بازگشت به گذشته به دهه ۴۰ برمی‌گردد.زندگی شهید همدانی پر بوده از حادثه، مجروحیت، گمنامی و کار‌های بزرگی که ناشناخته مانده است و بخشی از کتاب به خاطرات و نقش شهید همدانی در تاسیس ۳ لشکر سپاه در سال‌های دفاع مقدس، و مأموریت‌های متعددی از جمله حضور وی در آفریقا و نهایتاً دفاع از حرم اهل‌بیت در سوریه می‌پردازد. همه این‌ها در کنار شنیدنی‌های قصه حرم و مقابله با تکفیری‌ها در کتابی به عنوان خداحافظ سالار جمع شده است.با شرکت در این مسابقه در گسترش فرهنگ جهاد و شهادت، سهیم باشیم. ]]> فرهنگ Thu, 21 Jun 2018 09:53:04 GMT http://salamsarbedar.com/vdcd950f.yt0xj6a22y.html مکتب اسلامی، تحولی در تعلیم و تربیت http://salamsarbedar.com/vdccpmqs.2bqi48laa2.html چکیده علم بدون تزکیه علم نیست. (امام خمینی (ره))آموزش در جهان امروز دقیقا به معنای آموزش کادرهای آموزشی مورد نیاز برای توسعه اقتصادی است و با تغییر روش های دست یابی به توسعه اقتصادی تغییر خواهد کرد در صورتی که اموزش در وحله اول باید به تاثیر گذار بودن افراد در جامعه توجه کند.مکتب اسلامی که گامی به سوی تحقق جامعه توحيدی است  بیشتر از آموزش در پی پرورش بر اساس الگوهای مورد قبول اسلام است.مقدمهمقام معظم رهبری:"خط کلی نظام اسلامی رسیدن به تمدن اسلامی است.""برای ایجاد یک تمدن اسلامی دو عنصر اساسی لازم است: تولیدفکر پرورش انسان"برای اینکه بخواهیم به تمدن اسلامی برسیم باید از تزکیه و تعلیم فعلی شروع کنیم که آینده این کشور خواهند بود یعنی برای رسیدن به تمدن اسلامی باید از آموزش و پرورش شروع کنیم.باید نسلی را تربیت کرد که نگاه تمدن ساز داشته باشد، خودش را برای ساخت یک تمدن آماده کند نه برای شغلی در آینده با حقوق خوبباید نسلی را تربیت کرد که انقلابی باشند و قصد انقلاب داشته باشند؛ انقلاب برای از بین بردن ریشه فساد و استعمار در کشور نسلی که خودش را فداای کشورش و تمدن اسلامی بکند.توسعه و تکامل در جهان امروز دو مفهوم مترادف هستند اما از نظرگاه اسلام این چنین نیست در تفکر امروز غرب و تفکری که به تبع غرب زدگی در سراسر کره زمین اشاعه پیدا کرده است تکامل بشر اصولادر توسعه اقتصادی انگاشته می شود، حال آنکه اسلام تکامل انسانی را و رسیدن به مقام عبویت الهی می داندیافته هااین مکتب اسلامی در سبزوار که حدود یکسال از تشکیل آن می گذرد براساس سند تحول و الگوهای مورد پذیرش امام خمینی(ره) می باشد. در این مکتب خانواده ها نقش محوری و بسیار مهمی دارند و همین باعث ایجاد نوعی صمیمیت و همدلی بین اعضای خانواده و خانواده های دانش آموزان باهم می شود.همچنین تشکیل جلسه هایی تحت عنوان«امت واحده» و آگاه شدن خانواده ها از مبانی مکتب وحتی کاربردروش های مکتب در خانه که هدف اصلی آن فعال شدن خانواده ها دربحث اموزش و تربیت است یکی دیگر ازبرنامه های این مکتب است.بیشترین چیزی که حکمت آموزان را به این مکان جذب کرده است دادن اختیاری که مطابق با فطرت انسانهاست و نبودن اجبار در این مکان است و این باعث افزایش اعتماد به نفس در آنها شده است.علاوه بر آن کلاسهای آموزشی مانند طراحی لباس به سیک ایرانی، کاشت گیاهان مثمر، طب اسلامی,اموزش دروس به صورت کاربردی،قانون اساسی و....یکی دیگر از عوامل ترغیب بچه ها به این مکتب شده است و در واقع تمام کلاس ها بر محوریت قرآن است.این مکتب به منظور انس با خلقت ،آشنایی با نشانه های طبیعت،شناخت دانش اموز از ظرفیت هاوتوانایی خود سفرهایی به طبیعت را در برنامه های خود قرار داده است.هزینه های این مکتب به صورت داوطلبانه است و هیچ اجباری در پرداخت آن نیست و آنها از روش هایی همچون صندوق قرض الحسنه حضرت خدیجه(س)، فعالیتهای اقتصادی و .... نیازهای مالی مکتب را تامین می کنند.آنها به دادن زکات علم از طریق آموزش دادن تعلیمات خودبه دیگران تاکید دارند و قلمداد می کنندکه این گونه است که انسان علمش نافع و تاثیرگذار می شود ؛در واقع دانش اموزان با اموزش به سطح پایین تر خود علاوه بر افزایش اعتماد به نفس,باعث تقویت شدن همان مباحث درخود او می شود.انشاا...نتیجه گیریمکتب اسلامی گامی است در جهت رشد و تحولی که قران کریم از آن سخن گفته وتمام امور آن مطابق با سندتحول است همچنین اولین کاری که مسببش شده کاهش اظراب وافزایش اعتماد به نفس است و به دانش اموزان این امکان را داده که با آگاهی و اختیار مسیرشان را انتخاب کنند. در واقع مکتب بستری برای تثبیت اعتقادات؛ رشد و تربیت حکمت آموز، مربی و خانواده ها است و با وجود مسائل علمی آموزشی در مکتب اسلامی اولویت اول تربیت است همان طور که در قرآن آمده :«یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه»: تقدم تزکیه بر تعلیمدر واقع چون قرآن کریم را محور خود قرار داده است پس روش خوبی برای پرورش است.منابع و ماخذ: سایت maktab-eslami استاد راهنما: دکتر امیرحسین کیذوری ]]> فرهنگ Wed, 20 Jun 2018 06:39:52 GMT http://salamsarbedar.com/vdccpmqs.2bqi48laa2.html ۳۳۰ هزار شهروند سبزواری چشم انتظار بازسازی "سینمای ۵۶ ساله" http://salamsarbedar.com/vdcbazb8.rhb5wpiuur.html فضاهای فرهنگی و توسعه آنها بخش مهمی از توسعه هر شهر را در ابعاد مختلف تشکیل می‌دهند و توسعه فضاهای سینمایی را نیز باید در همین راستا در نظر گرفت و به نیاز شهرستان‌ها توجه بیشتری داشت. مدتی است که مردم شهرستان سبزوار درخواست احداث سینمایی دیگر را در کنار تنها سینمای این شهر یعنی سینما بهمن را دارند و از سوی دیگر بازسازی و مرمت تنها سینمای فعال شهرستان را نیز از مسئولان خود خواستار هستند. ظرفیت فرهنگی سبزوار مغفول است م. ا یکی از شهروندان سبزواری در این زمینه می‌گوید: شهرستان سبزوار نخبگان فراوانی را در حوزه فرهنگی تربیت کرده و حق مردم این شهرستان است که از سرانه فرهنگی بالاتری برخوردار باشند. وی ادامه می‌دهد: معتقدم این شهرستان حداقل ظرفیت احداث یک سینمای دیگر را دارد و به عبارت بهتر احداث یک سینمای دیگر در این شهرستان باید در دستور کار قرار بگیرد. رئیس سینما بهمن سبزوار اما می‌گوید: با توجه به سرانه بالای جمعیت در سبزوار و‌ نگاه خوب مردم به حوزه هنر، سبزوار تنها یک‌ سینما دارد که در سال 96 سبزوار توانست فروش قابل ملاحظه‌ای را از آن‌خود کند که این فروش با توجه به شهرستان‌های دیگر بسیار بالاتر است. سینما بهمن سبزوار از ابتدای سال 97 در پخش فیلم و تماشاچی و بحث مالی دارای رکورد های خوبی است اما این فضای سینما پاسخگو نیازهای مردم نیست. احمد ملکپور بیان کرد: ما نیز چشم انتظار افتتاح سینمایی جدید در همین مکان فعلی با امکانات بیشتر و خدمات بهتر هستیم. تاریخ 56 ساله یک سینما وی با اشاره به سینما بهمن سبزوار افزود: این سینما در سال 1341 افتتاح و بعد از گذشت 56 سال هیچگونه مرمت و بازسازی انجام نشده است، در 7سال اخیر صندلی‌های این مجموعه صرفا تعویض شده است. رئیس سینما بهمن سبزوار عنوان کرد: در جلساتی که در شورای شهر قبلی انجام شد، نیازمندی‌های سینما مطرح شد اما قول‌هایشان بی عمل ماند. مسعود پسندیده، رئیس کمیسیون فرهنگی و گردشگری شورای شهر سبزوار اما گفت: در شورای سوم تفاهم‌نامه‌ای انجام شده که به سرانجام نرسیده است، اما سینما بهمن سبزوار ظرفیت گسترش سالن‌ها و همچنین احداث سینمای دیگری دارد که نیازمند تعامل بین حوزه سینما و شهرداری است. پسندیده بیان کرد: بنده به این موضوع خوش‌بین نیستم مگر اینکه سرمایه‌گذاران بزرگ که برای احداث پاساژ می‌خواهند اقدام کنند، در افزایش سالن‌های سینما نیز همکاری لازم را انجام دهند. ]]> فرهنگ Tue, 19 Jun 2018 16:25:46 GMT http://salamsarbedar.com/vdcbazb8.rhb5wpiuur.html گفتگوی خواندنی با رهبر انقلاب درباره دکتر علی شریعتی http://salamsarbedar.com/vdcae0n6.49nua15kk4.html با توجه به اینکه شما با دکتر شریعتی سابقه صمیمیت دوستی داشتید و با او از نزدیک آشنا بودید آیا تمایل دارید درمورد چهره و شخصیت او با ما مصاحبه کنید؟آیت‌الله خامنه‌ای: بسم الله الرحمن الرحیمبله من حرفی ندارم که درباره شخصیت شریعتی و معرفی شخصی از جوانب این انسانی که برای مدت‌های مدیدی مرکز و محور گفتگوها و قال و قیل‌های زیادی بوده، آشنایی‌های خودم را تا حدودی که در این فرصت می‌گنجد بیان کنم.به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست. یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می کنند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند.بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود اما ادعا می کنم که در کنار آنچه که ما اشتباهات شریعتی می توانیم نام گذاریم، چهره شریعتی از برجستگی ها و زیبایی ها هم برخوردار بود.پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او، برجستگی های او را نبینیم.من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت که مراحل پایانی قال و قیل های مربوط به شریعتی محسوب می شد، امام در ضمن صحبتی بدون اینکه نام از کسی ببرند، اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالفت هایی که در اطراف او هست. نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرونشاندن آتش اختلافات موثر بود.در آنجا امام بدون اینکه اسم شریعتی را بیاورند اینجور بیان کرده بودند: (چیزی نزدیک به این مضمون) بخاطر چهار تا اشتباه در کتابهایش بکوبیم، این صحیح نیست این دقیقا نشان می داد موضع درست را در مقابل هر شخصیتی و نه تنها شخصیت دکتر شریعتی.ممکن بود او اشتباهاتی بعضا در مسایل اصولی و بنیانی تفکر اسلامی داشته باشد مثل توحید، یا نبوت و یا مسایل دیگر اما این نباید موجب می شد که ما شریعتی را با همین نقاط منفی فقط بشناسیم.در او محسنات فراوانی هم وجود داشت که البته مجال نیست که الان من این محسنات را بگویم، برای اینکه در دو مصاحبه دیگر درباره برجستگی های دکتر من مطالبی گفته ام. این درباره مخالفان. اما ظلم طرفداران شریعتی به او کمتر از ظلم مخالفانش نبود بلکه حتی کوبنده تر و شدیدتر هم بود. طرفداران او بجای اینکه نقاط مثبت شریعتی را مطرح کنند و آنها را تبیین کنند، در مقابل مخالفان صف آرایی هایی کردند و در اظهاراتی که نسبت به شریعتی کردند سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه بدهند.سعی کردند حتی کوچکترین اشتباهاتی را از او نپذیرند. یعنی سعی کردند هرگز اختلافی را که با روحانیون یا با متفکران بنیانی و فلسفی اسلام دارند در پوشش حمایت و دفاع از شریعتی بیان کنند. در حقیقت شریعتی را سنگری کردند برای کوبیدن روحانیت و یا کلا متفکران اندیشه بنیانی و فلسفی اسلام.خود این منش و موضع گیری کافی است که عکس العمل ها را در مقابل شریعتی تندتر و شدیدتر کند و مخالفان او را در مخالفت حریص تر کند.بنابراین من امروز می بینم کسانی که به نام شریعتی و بعنوان دفاع از او درباره شریعتی حرف می زنند، کمک می کنند تا شریعتی را هرچه بیشتر منزوی کنند.متاسفانه به نام رساندن اندیشه های او یا به نام نشر آثار او یا به عنوان پیگیری خط و راه او، فجایعی در کشور صورت می گیرد. فراموش نکرده ایم که یک مشت قاتل و تروریست بنام «فرقان ها» خودشان را دنباله رو خط شریعتی می دانستند.در یک سطح دیگر، کسانی که امروز در جنبه های سیاسی و در مقابل یک قشری یا جریانی قرار گرفته اند، خودشان را به شریعتی منتسب می کنند از آن جمله هستند بعضی از افراد خانواده شریعتی.این ها در حقیقت از نام و از عنوان و از آبروی قیمتی شریعتی دارند سوءاستفاده می کنند برای مقاصد سیاسی و این طرفداری و جانبداری است که یقینا ضربه اش به شخصیت شریعتی کمتر از ضربه مخالفان شریعتی نیست.مخالفان را می شود با تبیین و توضیح روشن کرد. می شود با بیان برجستگی های شریعتی، آنها را متقاعد کرد و اگر در میان مخالفان معاندی وجود دارد او را منزوی کرد اما اینگونه موافقان را به هیچ وسیله ای نمی شود از جان شریعتی و از سر شریعتی دور کرد.بنابراین من معتقدم چهره شریعتی در میان این موافقان و این مخالفان چهره مظلومی است و اگر من بتوانم در این باره یک رفع ظلمی بکنم به مقتضای دوستی و برادری دیرینی که با او داشتم و حتما ابایی ندارم.عده ای معتقدند که معمولا شخصیت ها از دور یا پس از مرگ مبالغه آمیز و افسانه ای جلوه می کنند. آیا به نظر شما درمورد شریعتی نیز می توان این نظر را صادق دانست و آیا چهره او نیز دستخوش چنین آفتی شده است؟آیت‌الله خامنه‌ای: البته من تصدیق می کنم که بخشی از شخصیت شریعتی مبالغه آمیز و افسانه آمیز جلوه می کند درمیان قشری از مردم، اما متقابلا بخش های ناشناخته ای از شخصیت شریعتی هم وجود دارد.شریعتی را ممکن است به عنوان یک فیلسوف، یک متفکر بزرگ، یک بنیانگذار جریان اندیشه مترقی اسلام، معرفی کنند. این ها همانطوری که اشاره کردید، افسانه آمیز و مبالغه آمیز است و چنین تغییراتی در خصوص مرحوم دکتر شریعتی صدق نمی کند.اما متقابلا شریعتی یک چهره پرسوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود، از جمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت از طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و قاعده نظام اجتماع رنج می برد و کوشش می کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند.این بُعد از شخصیت شریعتی آنچنان که باید و شاید شناخته نشده است و روی این بخش وجود او تکیه نمی شود.می بینید که اگر از یک بعد از سوی قشری از مردم شریعتی چهره اش مبالغه آمیز جلوه می کند، باز بخش دیگری از شخصیت او و گوشه دیگری از چهره او حتی ناشناخته و تاریک باقی مانده است.بنابراین می توانم در پاسخ شما بگویم بله به صورت مشروط در مورد شریعتی هم این بیماری وجود داشته است اما نه به صورت کامل و قسمت هایی از شخصیت او آنچنان که باید هم حتی شناخته نشده است. نقش دکتر شریعتی در آغازگری ها چه بود؟ آیا او را می توان در این مورد با اقبال و سیدجمال مقایسه کرد؟آیت الله خامنه‌ای: البته شریعتی یک آغازگر بود، در این شک نباید کرد. او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جدید نسل بود.قبل از او بسیاری بودند که اندیشه مترقی اسلام را آنچنان که او فهمیده بود فهمیده بودند. بودند کسانی اما هیچکدام این موفقیت را پیدا نکردند که آنچه را فهمیده بودند در قالب واژه ها و تغییراتی که برای نسل امروز ما و یا بهتر بگویم نسل آن روز شریعتی، نسلی که مخاطبین شریعتی را تشکیل می داد گیرایی داشته باشد مطرح کنند. موفق نشده بودند به زبان آنها این حقایق را بیان کنند. جوری که برای آنها قابل فهم باشد این مسایل را بگویند.شریعتی آغازگر طرح جدیدترین مسایل کشف شده اسلام مترقی بود به صورتی که برای آن نسل پاسخ دادن به سوال ها و روشن کردن نقاط ،مبهم و تاریک بود اما اینکه او را با سیدجمال یا با اقبال مقایسه کنیم، نه. اگر کسی چنین مقایسه ای بکند ناشی از این است که اقبال و سیدجمال را به درستی نشناخته است.اتفاقا در یکی از جلسات یادبود مرحوم دکتر، شاید چهلم او بود -یکی از آقایان- در مشهد سخنرانی کرد و او را حتی از سیدجمال و از کواکبی و از اقبال و اینها هم برتر هم خواند، بلکه با آنها غیرقابل مقایسه هم دانست.همان وقت هم این اعتراض در ذهن کسانی که شریعتی را به درستی می شناختند پدید آمد، زیرا تعریف از شریعتی به معنای این نیست که ما پیشروان اندیشه مترقی اسلام را تحقیر کنیم.سیدجمال کسی بود که برای اولین بار بازگشت به اسلام را مطرح کرد کسی بود که مساله حاکمیت را و خیزش و بعثت جدید اسلام را اولین بار در فضای عالم بوجود آورد.کاری که سیدجمال کرد سه جریان بوجود آورد در دنیا: یک جریان، جریان اندیشه مترقی در هند که بیشترین جریان های مترقی اسلام است.جریان دیگر، آن جریان اندیشه مترقی در مصر بود، که آن هم به وسیله سیدجمال به وجود آمد و شما می دانید جریان مترقی در مصر، منشاء پیدایش جنبش های عظیم آزادیخواهانه در آفریقا شد. نه فقط مصر را به سطحی از بینش نوین اسلام رساند. بلکه نهضت های مراکش و الجزایر، کلا شمال آفریقا، ریزه خوار خوان حرکت سیدجمال بوده است. یک چنین حرکت عظیمی را سیدجمال در مصر به وجود آورد و کلا خاورمیانه.و جریان سوم، جریان روشنفکری در ایران بود.این سه جریان فکری اسلامی را سیدجمال در سطح جهان اسلام به وجود آورد. او مطرح کننده، به وجود آورنده و آغازگر بازگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام است. این را نمی شود دست کم گرفت و سیدجمال را نمی شود با کس دیگری مقایسه کرد. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود. او کسی بود که در ایران، در مصر، در ترکیه، در هند، در اروپا کلا در خاورمیانه در آسیا و در آفریقا سلطه سیاسی مغرب زمین را مطرح کرد و معنا کرد و مردم را به این فکر انداخت که چنین واقعیتی وجود دارد و شما می دانید آن زمان، آغاز عمر استعمار بود چون استعمار در اول نشرش در این منطقه اصلا شناخته شده نبود و سیدجمال اولین کسی بود که آن را شناساند. اینها را نمی شود دست کم گرفت.مبارزات سیاسی سیدجمال چیزی است که قابل مقایسه با هیچیک از مبارزات سیاسی افرادی که حول و حوش کار سیدجمال حرکت کردند نیست.البته در زمان کنونی جنبش امام خمینی از نظر ما با اینکه دنباله حرکت سیدجمال است اما به مراتب جست بالاتری از حرکت سیدجمال دارد. در این تردیدی نیست. اما حرکت فکری و روشنفکری و سیاسی تبلیغی دکتر شریعتی را به هیچ وجه نمی توان حتی مقایسه کرد با حرکت سیدجمال.و اما اقبال، اقبال نیز آغازگر دو جریان بود. یک جریان، جریان رهایی از فرهنگ غربی و بازگشت به فرهنگ خودی اسلامی و بهتر بگویم، فرهنگ خود شرقی و این همان چیزی است که بعدها به صورت تعابیری از قبیل غرب زدگی و امثال آن در ایران مطرح شده است.شما می دانید آن چیزی که دکتر شریعتی بصورت بازگشت به خویشتن مطرح می کند، که این یکی از عمده ترین مسایلی است که او می گوید، این است که در سال ۱۹۳۰ (بلکه قبل از ۳۰، ۲۵ – ۱۹۲۰) به وسیله اقبال در هندوستان مطرح شد، یعنی کتاب های اقبال، شعرهای فارسی اقبال که همه اش مربوط به بازگشت به خود اسلامی و من اسلامی و من شرقی، این را در ضمن هزارها بیت شعر، اقبال لاهوری در مثلا چهل سال قبل از اینکه دکتر شریعتی امثال این را بیان کنند، بیان کرده و یک ملتی را با این شعرها به وجود آورده و آن ملت پاکستان است، یعنی یک منطقه جغرافیایی به وجود آورده است.این یک کار بوده که اقبال آغازگر او بود، و این کار بسیار عظیمی است.کار دوم اقبال همین مساله ایجاد یک قطعه جغرافیایی به نام اسلام است و یک ملت به نام اسلام و تشکیل دولت پاکستان است.اول کسی که مساله کشوری به نام پاکستان و ملتی در میان شبه قاره به نام ملت مسلمان را مطرح کرد اقبال بود.من به وضعیت کنونی پاکستان و سرنوشتی که بعد از اقبال، یعنی بعد از رهبران و بنیانگذاران پاکستان کلا بوجود آمد کاری ندارم، به جذب شدنش به استعمار و وابستگی های استعماریش کاری ندارم، اما به مجاهدات اقبال و فلسفه و بیان اقبال در این مورد کار دارم. این یک حرکت جدید بود. یعنی او ثابت کرد که مسلمان ها به معنای واقعی واژه ملت، یک ملت هستند در شبه قاره که این مساله را می توانید در بیانات اقبال، مکاتبات اقبال، که من یک بخش از آنها را در این کتاب مسلمانان در نهضت آزادی هند آورده ام، ملاحظه کنید اقبال آغازگر یک چنین اندیشه ای بود.و می دانید این چقدر اهمیت دارد، چقدر بزرگ است. این را نباید دست کم گرفت.البته دکتر شریعتی را ما هیچوقت کوچک نمی شماریم اما نمی توانیم دکتر را مقایسه کنیم با اینگونه چهره ها و اینگونه شخصیت ها و به همین دلیل هم بود که دکتر شریعتی خودش را «کوچه کبدال» اینها می دانست. مرید واقعی و شاگرد از دور اقبال می دانست و شما نگاه کنید سخنرانی های دکتر درمورد اقبال که چند سخنرانی بود که یک جا چاپ شده است بنام «اقبال» و ببینید چطوری عاشقانه و مریدانه درباره اقبال حرف می زند. کسی که از زبان دکتر آن حرف ها را می شنود. برایش روشن می شود که اینگونه مقایسه ها درست نیست. درباره رابطه عاطفی و فکری شریعتی با روحانیت و روحانیون نظرات گوناگون و متفاوت و بعضا مغرضانه ای عرضه شده است. آیا شما می توانید به عنوان یک روحانی که با دکتر دوست و در بسیاری موارد همفکر بوده حقیقت را در این مورد بیان کنید؟آیت الله خامنه‌ای: اتفاقا این از آن بخش های ناشناخته چهره و شخصیت دکتر است که قبلا اشاره کردم بعضی از نقطه نظرها و گوشه های شخصیت او ناشناخته است و این یکی از آنهاست. اول من یک خاطره ای را برای شما نقل می کنم و بعد پاسخ شما را می دهم.در سال ۱۳۴۹ در مشهد، در یک مجمعی از طلاب و فضلای مشهد، من درس تفسیر می گفتم در این درس تفسیر یک روز راجع به روحانیت صحبت کردم و نظراتی را که درمورد بازسازی روحانیت یعنی جامعه روحانیت وجود داشت به صورت فرض و احتمال مطرح کردم، گفتم چهار نظر وجود دارد.یک: حذف روحانیت به کلی، یعنی اینکه اصلا روحانیتی نمی خواهیم.دو: قبول روحانیت به همین شکلی که هست با همین نظام و سازمان کنونی قبولش کنیم و هیچ اصلاحی را در آن ندانیم.سه: تبدیل به کلی، یعنی اینها و روحانیت کنونی را برداریم یک روحانیت جدید بیاوریم و بجای این روحانیت، با شرایط لازم و مقرری که برایش می پسندیم روحانیت جدید بنیانگذاری کنیم.و چهار: اصلا همان چیزی که هست، بحث کردم روی مساله و صحبت کردم. البته طبیعی است که من آن سه نظر اول را رد می کردم و با ارایه دلیل و به نظر چهارم معتقد بودم.همان اوقاتی بود که تازه زمزمه هایی علیه دکتر شریعتی بلند شده بود و گفته می شد که دکتر شریعتی راجع به افکار شریعت کم عقیده است یا بی عقیده است یا نسبت به روحانیت علاقه ای ندارد و از این قبیل تعبیرات. جلسه ای داشتیم همان روزها با دکتر شریعتی من برای او نقل کردم که من در جلسه درسمان این مطلب را بیان می کردم، با علاقه فراوانی گوش می داد. من برایش گفتم. گفتم بله، یکی اینکه نفی روحانیت بکلی، که گفت این غلط است.دوم اثبات همین روحانیت موجود به کلی، که هیچ تغییری در او وارد نکنیم. گفت: این هم که غلط است.سوم اینکه تبدیل کنیم روحانیت را باز به کلی، یعنی این روحانیت را کلا برداریم یک روحانیت دیگر جای او بگذاریم، با شرایط لازم. تا این قسمت سوم را گفتم شریعتی ناگهان گفت: اوه، اوه، این از همه بدتر است. توجه می کنید؟ گفت این از همه بدتر است. از همه خطرناکتر است، این از همه استعماری تر است و رسیدیم به نظر چهارم که آن اصلاح روحانیت موجود بود گفت بله این نظر خوبی است.شریعتی برخلاف آنچه گفته می شود درباره او و هنوز هم عده ای خیال می کنند، نه فقط ضد روحانی نبود بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت روحانیت بود، او می گفت که روحانیت یک ضرورت است، یک نهاد اصیل و عمیق و غیرقابل خدشه است، و اگر کسی با روحانیت مخالفت بکند یقینا از یک آبشخور استعماری تغذیه می شود، این ها اعتقادات او بود در این هیچ شک نکنید این از چیزهایی بود که جز معارف قطعی شریعتی بود اما درمورد روحانیت او تصورش این بود که روحانیون به رسالتی که روحانیت بر دوش دارد بطور کامل عمل نمی کنند.در اینجا هم یک خاطره ای نقل می کنم برای شما در سال ۴۷ یعنی سال آخر عمر جلال آل احمد.مرحوم آل احمد آمد مشهد، یک جلسه مشترکی داشتیم، من بودم، آل احمد بود، مرحوم شریعتی بود و عده ای هم از دوستان مشهدی ما بودند. بحث درباره روحانیون شد، به مناسبت حضور من در جلسه شاید هر کسی یک چیزی می گفت شریعتی یک مقداری انتقاد کرد. مرحوم آل احمد به شریعتی گفت شما چرا (البته با تعبیر حوزه علمیه می گفتند نه روحانیت) از حوزه علمیه اینقدر انتقاد می کنی بیا از روشنفکران خودمان انتقاد کن و مرحوم آل احمد یک دو سه جمله درباره انتقاد و تعرض به روشنفکران گفت، مرحوم دکتر شریعتی پاسخی داد که از آن پاسخ هم می شود درست نقطه نظر او را نسبت به روحانیت و روحانیون فهمید.او گفت علت اینکه من از روحانیت انتقاد می کنم، از حوزه علمیه انتقاد می کنم این است که ما از حوزه علمیه انتظار و توقع داریم، از روشنفکر جماعت هیچ توقعی نداریم، نهادی که ولادتش در آغوش فرهنگ غربی بوده این چیزی نیست که ما در او انتظار داشته باشیم اما روحانیت یک نهاد اصیلی هست و ما از روحانیت زیاد انتظار داریم و چون آن انتظارات عمل نمی شود به همین دلیل است که انتقاد می کنم.او معتقد بود که روحانیون به آن رسالت بطور کامل عمل نمی کنند. بر این اعتقاد بود تا سال حدود ۵۱ و نزدیک ۵۲ از آن سال در اثر تماس هایی که دکتر با چهره هایی از روحانیت به خصوص روحانیون جوان گرفت، کلا عقیده اش عوض شد. یعنی ایشان در سال ۵۴ و ۵۵ معتقد بود که اکثریت روحانیت به آن رسالت عمل می کنند و لذا در این اواخر عمر دکتر شریعتی نه فقط معتقد به روحانیت، بلکه معتقد به روحانیون نیز بود و معتقد بود که اکثریت روحانیت در خط عمل به همان رسالتی هستند که بر دوش روحانیت واقعا هست.البته با روحانیونی که می فهمید که در آن خط نیستند با آنها خوب نبود و شخصا به امام خمینی بسیار علاقمند و ارادتمند بود. گروه های چپ و شبه چپ امروز سعی می کنند شریعتی را قطب و پیشوای خود معرفی کنند از طرفی گروه های سیاسیون غربگرا و یا به اصطلاح رایج لیبرال نیز شریعتی را ملک مطلق خود می دانند. آیا شما می توانید مشکلی که از این دو ادعا حاصل می شود را حل کنید.آیت‌الله خامنه‌ای: مشکل را خود این دوا دعا حل می کند زیرا که هر کدامی دیگری را تخطئه می کند و بنابراین نتیجه می گیریم نه ملک طلق لیبرالهاست و نه قطب و محور چپ ها و شبه چپ ها اما درمورد چپی ها باید بگویم صریحا و قاطعا شریعتی جزو شدیدترین و قاطع ترین عناصر ضد چپ و ضد مارکسیسم بود.آن روزی که مجاهدین تغییر ایدئولوژی دادند و کتاب مواضع ایدئولوژیک تازه شان چاپ شد و در اختیار این و آن قرار گرفت، که هم من دیده بودم و هم مرحوم دکتر جلسه ای داشتیم در مشهد یک نفری از مواضع جدید مجاهدین که مارکسیستی بود دفاع می کرد.شریعتی آن شخص را چنان کوبید در آن جلسه ای که برای من حتی تعجب آور بوده که شریعتی اینقدر ضد چپ است و شما آثارش را بخوانید، مقابله و مخالفت او را با اندیشه چپ و مارکسیستی و اصول تعلیمات مارکسیستی به روشنی در می یابید. بنابراین هرکس و هر چپ گرایی (اگرچه زیر نام اسلام) اگر امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه ای بیش نگفته است. همچنین مجاهدی که امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه ای بیش نگفته است.همین مجاهدین که امروز طرفداری از دکتر شریعتی می کنند. اینها در سال ۵۱ و ۵۲ جزو سخت ترین مخالفین شریعتی بودند. خوب امروز چطور می توانند شریعتی را قطب خودشان بدانند.اما لیبرال ها، البته عده ای از عناصر وابسته به نهضت آزادی یا عناصر سیاسی میانه، که خیلی اهل خطرکردن و در مبارزات جدی وارد شدن، نبودند، این ها به خاطر امکاناتی که داشتند خانه ای داشتند، باغ بیرون شهری داشتند ،تشکیلاتی داشتند و شریعتی را دعوت می کردند و عده ای را هم با او دعوت می کردند.ایشان هم در اوقاتی که سخنرانی نداشت در منزل این ها و با استفاده از امکانات این ها برای ۵۰ نفر، ۱۰۰ نفر، کمتر یا بیشتر جلسه داشت و صحبت می کرد این ارتباطات را شریعتی با این لیبرال ها داشت. البته بیشتر امکانات را بعضی از بازاریان وابسته به این جریان سیاسی به اصطلاح لیبرال فراهم می کردند و بهره برداری های جمعی و سیاسی و فکری را خود آن سیاسی های لیبرال انجام می دادند.حقیقت این است که شریعتی وابسته به اینها به هیچ وجه نبود.امروز هم اگر بود با آنها میانه ای نداشت بلکه فقط از امکاناتی که در اختیار آنها بود استفاده می کرد.امروز هر گروهی این امکان را دارد که بگوید یار شریعتی من بودم، هم فکر شریعتی بودم، شریعتی مال من بود.اما خوب باید دید چقدر این حرف قابل قبول است. نه مارکسیست ها و نه گروه دیگر هیچ کدام با شریعتی حتی هم خونی فکری و رابطه خویشاوندی فکری هم نداشتند.اگر شریعتی را مرحله تازه ای از رشد اندیشه اسلامی و در عرصه ذهنیت ایران می بینید مرحله بعد از او را چه می دانید؟آیت‌الله خامنه‌ای: البته من شریعتی را به صورت یک مرحله می توانم قبول کنم. به این معنا که، همینطور که قبلا گفتم او کسی بود که اندیشه های مطرح شده در جامعه را با زبان درستی با یک سلطه ویژه ای بر فرهنگ رایج آن نسل می توانست بیان کند.به این معنا که خود او هیچ ابتکاری نداشت. به هیچ وجه قبول ندارم، بلکه خود خود او ابتکارهای زیادی داشت مسایل جدیدی داشت اما به معنای درست کلمه شریعتی یک مرحله بود، مرحله بعدی این است که بیاییم آن مسایلی را که شریعتی با استفاده از آشنایی های خودش با فرهنگ اسلام فهمیده بود و ارایه داده بود با اصول اساسی فلسفی مکتب اسلام بیامیزیم و منطبق کنیم.آنچه که به دست خواهد آمد به نظر من مرحله جدیدی است که می تواند برای نسل ما مفید باشد، به تعبیر بهتر بیاییم شریعتی را با مطهری بیامیزیم. شریعتی را در کنار مطهری مطالعه کنیم.ترکیبی از زیبایی های شریعتی با بتون آرمه اندیشه اسلامی مطهری به وجود بیاوریم آن بنظر من همان مرحله نوینی است که نسل ما به آن نیاز دارد. ]]> فرهنگ Tue, 19 Jun 2018 08:50:58 GMT http://salamsarbedar.com/vdcae0n6.49nua15kk4.html سردیس سردار شهید شمس ابادی رونمایی شد + عکس http://salamsarbedar.com/vdcevf8z.jh8wfi9bbj.html ]]> فرهنگ Sun, 17 Jun 2018 07:55:06 GMT http://salamsarbedar.com/vdcevf8z.jh8wfi9bbj.html گزارش تصویری/ نماز عید فطر در آستان مقدس امامزاده شعیب علیه السلام http://salamsarbedar.com/vglam0n6.49nu04hkk6514.,.html ]]> فرهنگ Sun, 17 Jun 2018 04:11:39 GMT http://salamsarbedar.com/vglam0n6.49nu04hkk6514.,.html خاطره حمید سبزواری از کشف حجاب در سبزوار/ نخستین مبارزات ضد رضاخانی در سبزوار چگونه شروع شد؟ http://salamsarbedar.com/vdccmmqs.2bqie8laa2.html شروع مبارزات ضد رضاخانی در سبزوارحمید سبزواری درباره نحوه آغاز مبارزه علیه رضاخان در سبزوار می‌گوید: اولین حرکت علیه رضاخان در سبزوار را بهلول شروع کرد، چون سبزوار از دوران حاج ملاهادی مرکزیت مکتبی و مذهبی داشت و مدارس عدیده‌ای وجود داشت که طلاب در آنجا درس می‌خواندند.مدرسه کهنه، مدرسه سرکار حاج ملاهادی، مدرسه نو، مدرسه فخریه و مدارس دیگری نیز داشت که همه آنها یادم نیست که طلاب در آن‌جا تحصیل می‌کردند و یکی از مراکز آن موقع مشهد به اندازه سبزوار، در سراسر خراسان نبود، چون شاگردان حاج ملاهادی که زمان ایشان را درک کرده بودند و علمایی که هنوز آن حال و هوا را داشتند، در سبزوار مشغول تدریس بودند و من آقای حاج میرزا ابراهیم را به‌ یاد دارم و آقای میرزا حسن سیادتی را نیز به‌ یاد می‌آورم.بهلول در سبزوار که پدرش برای کسب آمده بود و متوطن شده بود، تحصیل کرد، در محضر همان پدری که یکی از بزرگان علم و معرفت بود و خیلی از سبزواری‌ها به او از جهاتی اعتقاد داشتند، یعنی او را صاحب کشف و کرامت می‌شمردند.بعد که می‌خواست برود علیه رضاشاه در مشهد صحبت کند، اول در سبزوار شبی به منبر رفت و من خیلی کوچک بودم، می‌دانم که پدر و مادرم دست من را گرفتند، رفتیم مسجد جامع سبزوار.بهلول می‌گفت، می‌خواهم به یک سفری بروم که معلوم نیست برگردم، من امیدی به‌ زندگی خودم ندارم و می‌خواهم بروم دنبال یک کاری، بعد از چند روزی که رفت متوجه شدیم، جریان مسجد گوهرشاد اتفاق افتاده است ...ماجرای کشف حجاب در سبزوارحمید سبزواری در کتاب خاطرات خود می‌گوید: جریان کشف حجاب را کاملاً یادم هست، در این زمان من ۹ یا ۱۰ سال داشتم و فقط می‌دانم که عده‌ای را دعوت کردند در باغ ملی، ما بچه بودیم رفتیم، صدای ساز و آواز می‌آمد و گفتند، نمایش می‌دهند و من رفتم پشت در، زن‌ها اول با حجاب آنجا رفتند و وقتی که آمدند بیرون، دیدیم که اینها حجاب ندارند. بعضی از آنها یک کلاه سرشان گذاشتند، سرشان را از خجالت داخل آن کردند. برخی از آنها دست‌شان را به‌ صورتشان می‌گرفتند و از آنجا به‌ سرشان می‌گرفتند با یک وضع بسیار موهنی از آنجا خارج می‌شدند.گرچه این زنانی را هم که دعوت کردند بیشتر آنها زنان رؤسای ادارات و وابستگان به ادارات دولتی بودند و همچنین چند نفر از تجار معروف سبزوار و مردم که دور اینها را گرفته بودند، نگاه می‌کردند، اینها واقعا با یک حالت شرمندگی از جلوی مردم رد می‌شدند.بعد از فردای آن روز، شروع کردند به‌ گرفتن زن‌های محجبه و دستور این بود که هیچ مردی حق پالتو پوشیدن نداشت، عباها را از دوش مردم برداشتند، پوشش مردم را دستور دادند باید کت و شلوار باشد، پالتو پدر مرا در خیابان قیچی کردند، تکه پایین آن را دستش دادند او به‌خانه آمد و نشست و گفت: «آدم مرگش برسد، بهتر از این است که در این اوضاع زندگی کند.»من یادم می‌آید که این مرد نشست و کلی گریه کرد و بر حال و روز مردم و ستمی که بر مردم می‌رفت، هیچ‌کس هم جرأت نمی‌کرد حرف بزند، علت هم آن بود که جاسوسان رضاشاه همه جا بودند و بیشتر آنها با اسلام در تضاد بودند و اینها در میان خانواده‌ها جاسوسی می‌کردند، عده زیادی از سبزواری‌ها را نیز تبعید کردند که اسامی اینها را به‌خاطر ندارم، فقط می‌دانم که عده‌ای را از آن‌جا تبعید کردند، از روحانیون نیز عده‌ای را تبعید کردند. ]]> فرهنگ Tue, 12 Jun 2018 14:24:48 GMT http://salamsarbedar.com/vdccmmqs.2bqie8laa2.html اعلام مراسمات شبهای قدر در سبزوار http://salamsarbedar.com/vdcjxaev.uqe8mzsffu.html پایگاه بسیج شهید شجیعی | زمان: ساعت 22:30 | آدرس: حسینیه عطارهاهیئت مکتب الحسن(ع) | زمان: ساعت 22:30 | آدرس: ضلع جنوب شرقی میدان اسرارهیئت کف العباس(ع) | شروع مراسم: ساعت 22:40 | میدان رسالت به سمت میدان تره بار - جنب صندوق افضلهیئت جوادالائمه (ع) | شروع مراسم: ساعت 22:30 | خ عطاملک - حسینیه جوادالائمه (ع)مسجد النبی(ص) توحید شهر | شروع مراسم: 21:30 هیئت خامس آل عبا (ع) | شروع مراسم: ساعت21:30 | چهارراه مدرس - مدرس 16هیئت ثارالله (ع) | شروع مراسم: ساعت 21 | میدان بیضی به سمت قلعه نو | انتهای اسفالت سمت چپ | مسجد کوثر سالمندان مادر | شروع مراسم: ساعت 21 |محوطه آسایشگاه خیریه سالمندان مادر خیریه دارالمحسنین | شروع مراسم: ساعت 21:30 | خ فیاض - فیاض 4 - موسسه خیریه دارالمحسنین هیئت مکتب الشهدا - شهرداری سبزوار | شروع مراسم: ساعت 22 | بلوار توحید شهر - گلزار شهدای گمنام مسجد صاحب الزمان (عج) - پایگاه شهید بهشتی | شروع مراسم: ساعت 21:30 | بالاتر از چهارراه رازی - خ پرستار - پرستار 3 هیئت الرضا(ع) سبزوار | شروع مراسم: ساعت 21:30 | توحید شهر - بلوک 3 - ضلع جنوبی پارک مرکزی هیئت شاه حسینی | شروع مراسم: ساعت 21 | خ رضوی مسجد ولی عصر (عج) | شروع مراسم: 21:15 | شهرک جهاد، مسجد ولی عصر (عج) پایگاه بسیح شهید احمدی روشن - کانون فرهنگی خورشید امامت | شروع مراسم: ساعت 21:15 | شرق سیلو - مسجد المهدی (عج) حرم مطهر امامزادگان خسروجرد | شروع مراسم: ساعت 21:30 * این لیست بروز رسانی میشود * ]]> فرهنگ Sun, 03 Jun 2018 07:20:13 GMT http://salamsarbedar.com/vdcjxaev.uqe8mzsffu.html گزارش تصویری/ اختتامیه فراخوان ملی سرود چله انقلاب در سبزوار http://salamsarbedar.com/vglgtu9q.ak9xta1rrqp4a.v.html آیین اختتامیه فراخوان ملی سرود چله انقلاب پاسداشت مرحوم حمید سبزواری عصر پنجشنبه ۲۳ فروردین ماه در آرامگاه این شاعر انقلابی در سبزوار برگزار شد. ]]> فرهنگ Tue, 17 Apr 2018 15:44:45 GMT http://salamsarbedar.com/vglgtu9q.ak9xta1rrqp4a.v.html پایان مهجوریت حمید سبزواری با چله سرود انقلاب/ اختتامیه ای برای شروعی مبارک در سبزوار http://salamsarbedar.com/vdcgwu9q.ak9xt4prra.html عصر پنج شنبه ها معمولا مردم به مصلی می روند، دیدار اهل دنیا با اهل قبور. و هر صاحب قبری، چقدر رازهای مگو دارد. یکی از این صاحبان قبور که قبرش مهجور و تک و تنها افتاده، حمید سبزواری پدر شعر انقلاب است اما پنج شنبه گذشته مزار حمید سبزواری از مهجوریت درآمده بود. جمعیت زیادی آمده بودند تا در کنار مزار پدر شعر انقلاب، شاهد مراسم «فراخوان ملی چله سرود انقلاب» باشند. صندلی ها به نظم چیده شده بود و از یک ساعت قبل از شروع مراسم، مردم روی صندلی ها نشسته بودند. آفتاب مطبوع بهاری، خواب به چشم آدم می آورد تا این که مراسم شروع شد. مثل تمامی مراسم های دیگر، اول قاری قرآن تلاوت کرد و بعد جمعیت به احترام سرود جمهوری اسلامی، قیام کردند. وقتی بلند شدم، تازه قیافه های جمعیت را دیدم. مردم عادی با صورت های آفتاب سوخته، زنانی با چادرهای رنگی و بچه هایی که شیطنت می کردند. در بین جمعیت همه جور آدمی و از هر طبقة اجتماعی پیدا می شد؛ معلم بازنشسته، دانشجو، کتاب فروش، کارگر، کاسب، روحانی و...مجری مراسم در ابتدای مراسم، از حمید سبزواری یاد کرد. در جای جای مراسم از حمید سبزواری یاد شد و یاد و نامش گرامی داشته شد. این بار مزار حمید، از غربت درآمده بود. حضور حمید سبزواری را در مراسم حس می کردی. مراسمی که به همت حوزه هنری خراسان رضوی و دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی سبزوار برگزار می شد و مهمانان ویژه اش علیرضا قزوه، محمد گلریز، مصطفی محدثی خراسانی و خانوادة حمید سبزواری بودند. مجری از هنر متعهد حرف می زد، هنر متعهد به انقلاب و ارزش ها. تا اسم تعهد و هنر انقلابی کنار هم می آید، ناخودآگاه یاد سید مرتضی آوینی می افتی. مجری گفت که سبزوار انقلاب های زیادی به خود دیده و نقش پر رنگی در هنر انقلابی دارد. بعد هم از «فراخوان سرود چله انقلاب» گفت و این که این مراسم به نام حمید سبزواری برگزار می شود و برای پاسداشت مقام او.سر چرخاندم و محو چهره ها شدم. به جز مراسم، خود حمید سبزواری هم عاملی بود برای دور هم جمع شدن مردم. حمید سبزواری و مزارش ظرفیت بزرگیست که متاسفانه از آن غفلت شده است. هر کسی روی سن می رفت از حمید به نیکی یاد می کرد. علیرضا قزوه که روی سن رفت، از حمید سبزواری گفت و شعری خواند که برای درگذشت حمید سروده بود. قزوه از آخرین دیدار حمید سبزواری با رهبر انقلاب تعریف کرد که حمید سبزواری با وجود کسالت، شعری خوانده است و رهبری هم فرموده اند: «در نود سالگی هم می توان شعری جوانانه گفت.» قزوه از نقش بی بدیل دکتر شریعتی در پیروزی انقلاب تعریف کرد و خاطره ای از فخرالدین حجازی در سفرش به مناطق جنگی گفت. از سه هنرمند سبزواری آقایان علی میرقطبی، حمید ذبیحی و محسن مهرتاش دعوت شد که بالای سن بیایند تا خاطراتشان از هنر متعهد و انقلابی برای جمعیت بگویند. میرقطبی از شهید حسین شمس آبادی گفت و هنرش. از بازی که شهید شمس آبادی برای میرقطبی در یک فیلم کوتاه بازی کرده است. محسن مهرتاش از شهید حمید دارینی خاطره گویی کرد و گفت که هنوز دیوارهای شهر مزین به هنر شهید دارینی است. حمید دارینی مسئول تبلیغات سپاه بود و فیلمساز و عکاس. و حمید ذبیحی از سازی گفت که بعد از رحلت امام دفن کرده، چون دیگر دست و دلش به ساز زدن نمی رفته. این خاطره گویی ها، باعث شکسته شدن فضاییست که لیبرال ها به وجد آورده اند! فضایی که هنر و هنرمند را مصادره می کنند و هنرمندی جز خودشان را به هیچ حساب می آورند. مردم باید بدانند که انقلابی هنرمند هم داشته ایم، رزمنده هنرمند هم داشته ایم و شهید هنرمند هم داشته ایم.گروه سرود بالای سن آمدند و حسین ذبیحی از پایین سن آن ها را هدایت می کرد. سرودی که برای شهید مدافع حرم مهدی موحدنیا خواندند. در بین اعضای گروه سرود از جانباز آزاده بود تا فرزند شهید و جوانانی که هنوز تازه پشت لبشان سبز شده بود. بعد از سرود، از حسین ذبیحی تجلیل به عمل آمد. تجلیلی برای عدم فراموشی ما! این که مبادا هنرمندان انقلابی شهر را از یاد ببریم.هوا تاریک می شد ولی مردم هم چنان روی صندلی هایشان میخکوب شده بودند. کلیپی پخش شد از فعالیت های فرهنگی امام جمعه شهر حجت الاسلام مقیسه؛ از تبلیغ حاجی مقیسه برای کتاب هشت میلی متر گرفته تا تشویق مردم به دیدن فیلم های انقلابی و حضورش در سینما. از دیدارهایش با گروه های هنری انقلابی و این که نماز جمعه محلی شده برای ترویج هنر انقلابی. بعد هم مجری از امام جمعه دعوت کرد تا روی سن برود و به پاس تلاش های فرهنگی امام جمعه، از ایشان تجلیل به عمل آمد.حسن ختام مراسم، سرودی بود که محمد گلریز خواند و مردم هم با او همراهی کردند. پنج شنبه گذشته، چله نشینی هنر انقلاب بر سر مزار پدر شعر انقلاب، مزه ی دیگری داشت. این که توده های مردم هم در این مراسم حضور داشتند، شیرینی و حلاوت خاصی به مراسم داد. پیوند هنر، انقلاب و مردم بر سر مزار شاعری که شعر و هنرش وقف انقلاب و مردم بود؛ در مراسم «فراخوان چله سرود انقلاب اسلامی» به خوبی عیان بود.پایان مراسم اما نوید بخش یک خبر خوب بود. مژده پایان مهجوریت پدر شعر انقلاب. با توجه به ظرفیت های سرود سبزوار و جایگاه ویژه حمید سبزواری در شعر و هنر انقلاب، قرار بر این شد که سبزوار به عنوان پایتخت شعر و سرود انقلاب معرفی شود و مراسم های متنوعی در کنار مزار پدر شعر انقلاب برگزار شود. اتفاق میمون و مبارکی که مزار حمید سبزواری را از مهجوریت درمی آورد و زمینه ساز اتفاقات خوبی خواهد شد. ]]> فرهنگ Tue, 17 Apr 2018 14:34:25 GMT http://salamsarbedar.com/vdcgwu9q.ak9xt4prra.html